دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

۹ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

چند روز قبل مطلع شدم که همکاری صمیمانه بین دو هنرمند ارزشمند کشورمون جناب آقای امین زندگانی و همسر محترمشون سرکار خانم الیکا عبدالرزاقی با برند آلتون به پایان رسیده و دو سلبریتی دیگر توسط شرکت الباگاز (تولیدکننده محصولات آلتون) به مردم معرفی شده که البته این اطلاع رسانی تا به این لحظه منحصر به شبکه های مجازی بوده.

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۱:۲۸
سعید یگانه

 مرد در شلوغی خیابون دوبله توقف کرده و منتظر خودرویی بود که می خواست از پارک بیرون بیاد تا به جاش پارک کنه و بره داخل بانک.

ولی به نظر میرسید راننده خودرو، نیاز به جای پارک مرد رو احساس کرده و احتمالاً اونو فرصتی دیده بود برای اعمال قدرت! چرا که با خونسردی مشغول صحبت با موبایلش بود.

مرد هم داشت توی دلش به میزان بیشعوری هموطنانش نمره می داد که صدای یک زن اونو از عالم نمره دادن بیرون آورد:

ــ آقا خیابون ... از کدوم طرفه؟

۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۱:۳۷
سعید یگانه

قبل از شروع باید اعلام کنم که برای خوانندگان حساس به حفظ شخصیت و کرامت انسانها خوندن این مطالب ناراحت کننده بهیچوجه توصیه نمیشه. همچنین لازم به ذکره که این نوشته در گروه سنی 18+ در نسلهای قبل و 8+ در نسل جدید قرار دارد!

۲۳ تیر ۹۶ ، ۰۳:۵۰
سعید یگانه

پیرو پست قبلی اینجانب و اظهار لطف دوستان عزیز که به رسم ادب از تک تک اونها در صفحات شخصیشون تشکر شد (و در اینجا هم بصورت عمومی یکبار دیگه تشکر میکنم) یکی از هموبلاگی های عزیز، کادوی شخصی اینجانب رو ارسال فرمودن که ضمن تشکر فراوان اینجا قرار میدم. 

۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۰:۴۷
سعید یگانه

دقایقی قبل، چهل و دومین برگ دفتر زندگیم بسته شد و وارد چهل و سومین سال زندگی خود شدم.

به قول معروف پیر شدیم رفت هرچند جوونیمون هم چندان ...ی نبودیم!

.

از بچگی، دوران میانسالی رو دوست داشتم و هنوز هم دارم.

مخصوصاً با اون بخش موهای جوگندمی خیلی حال میکنم. هرچند موهای سرم هنوز تمایلی به رنگ عوض کردن نشون نمیدن.

۱۵ تیر ۹۶ ، ۰۰:۵۲
سعید یگانه

بدون شک یکی از پارامترهای اصلی تصمیم گیری برای ورود به بازار کار و انتخاب شغل، میزان معروفیت و مقیاس بزرگی یا کوچکی سازمان و برند موردنظر می باشد.

بطورمثال اگر شخصی قصد ورود و استخدام در عرصۀ فروش لبنیات را داشته باشد، در انتخاب میان دو گزینه "شرکت کاله" و "ماست بندی یگانه" قطعاً نیاز به زمان زیادی برای فکر کردن نخواهد داشت!

ولی آیا بزرگی و اعتبار یک برند تا چه حد نقش تعیین کنندۀ نهایی را برای همکاری (حداقل در کشورمان) ایفا می نماید؟

بقول قدیمی ها که می گفتند "آواز دهل شنیدن از دور خوش است" تصمیم گرفتم خلاصه ای کوتاه از تجربیاتم در بعضی از برندهای بزرگ کشورمان را فقط با هدف اندکی تنویر ذهن دوستان تقدیم حضور نمایم.

البته شاید روزی هم برسد که شرح کامل تجربیات همکاری با بزرگترین برندها و سازمانها را در یک مجموعه تحت عنوان "جلد دوم رسالۀ دلگشا" و با نام مستعار "سعید زاکانی" تقدیم جامعه کنم. هرچند که تجربه مصاحبه با برندهای بزرگ هم قابلیت چاپ "جلد سوم رسالۀ دلگشا" را دارد!

۱۴ تیر ۹۶ ، ۰۲:۳۲
سعید یگانه

این مطلب در پاسخ به دوست عزیزیه که در مورد مشکل ایجاد شده در محیط کارش (بابت حس عدم اعتماد از سمت کارفرما و همچنین وجود دوربین مداربسته و دستگاه شنود که حس خوبی رو به کارمندان منتقل نمیکنه) از بنده مشورت خواسته بود و بر این اساس که احساس کردم شاید ممکنه به درد دیگران هم بخوره بصورت عمومی پاسخم رو منتشر کردم:

.

علیرضای عزیز:

به عنوان مقدمه بد نیست به این موضوع اشاره کنم که من و تو در یک جبهه هستیم.
یعنی هر دو کارمند و حقوق بگیر.
البته تو رو نمیدونم. شاید بعدها در کسوت یک کارفرما یا کارآفرین موفق قرار بگیری.
۱۱ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۱
سعید یگانه

اوایل ازدواج بین چند خونه ای که برای سکونت دیده بودیم، یک انتخاب بین من و همسر گرامی مشترک بود. طبقۀ همکف منزلی قدیمی با حیاطی بزرگ و اختصاصی و صاحبخونه ای که از دوستان و همکاران قدیمی پدرم بود.

درحقیقت اهل آپارتمان نشینی و لوکس گرایی و تجملات نیستیم و با زندگی سنتی راحت تریم. مخصوصاً خود بنده که خراب باغبونی و جک و جونور و این چیزا هستم. بطوریکه هر زمان خونه حیاط دار داشتم، به مرور زمان شعبه دوم باغ وحش شهرمون در اونجا تاسیس می شد!

۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۸
سعید یگانه

اگر از بحث باورهای ادیان و مذاهب مختلف در مورد کیفیت زمان وقوع مرگ چشم پوشی کنیم و صحبت بزرگان طریقت و عرفا رو هم فاکتور بگیریم، در حالت بسیار ساده شده، معتقدم که در لحظه وقوع مرگ، پرده ها از جلوی چشم کنار رفته و بسیاری از واقعیت ها آشکار میشن و احتمالاً خواهیم دید که تمام یک عمر دوندگی و چهارنعل تاختنهامون، صرفاً بر روی صفحه تردمیل بوده.

.

در طول زندگی بی حاصلم با دو گروه افراد مسن مواجه بودم:

۰۵ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۳
سعید یگانه