به همین سادگی

دانش آموز شماره ۱۳

به همین سادگی

دانش آموز شماره ۱۳

به همین سادگی

شعورم در حـدّ همین نوشـته هاست. کم و زیادش رو به بزرگی خودتون ببخشین. ممنون

نویسندگان

۷ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۶ ثبت شده است

یکی از اساتید و سپیدمویان بزرگوار حوزه حقوق که مورد وثوق و اعتماد تمام اطرافیانه در خاطراتش از پرونده های مختلف با افتخار از این موضوع یاد می فرماید:

.

« در طی 30 سال وکالت دادگستری، تعداد (نمیدونم 100 یا 200 یا هر عددی) زوج جوان رو که برای طلاق مراجعه کرده بودن آشتی دادم »

.

عجب کار زیبایی!

اعتراف میکنم تا چند سال قبل به موقعیت این استاد غبطه می خوردم که خوش به حالش عجب مقام و منزلتی در پیشگاه پروردگار داره! حتی خودم چند مورد رو که نزدیک به طلاق بود به ایشون معرفی کردم (ازجمله یک زوج پزشک)

اینو داشته باشین تا مورد بعد رو عرض کنم.

۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۱۴
سعید یگانه

اهل کاشانم ...

همیشه بابت این عبارت، به سهراب حسادت کردم. چقدر خوبه که کسی با خیال راحت بتونه بگه اهل کجاست. راستش از شما چه پنهون، یکی از سخت ترین سوالاتی که ازم میشه و جواب روشنی براش ندارم اینه که بپرسن : اهل کجایی؟

واقعیت اینه که نمیدونم اهل کجام!

به لطف شغل خاص پدر و ماموریت های مختلفشون به مناطق مختلف کشور، بنده و برادرانم دارای محل تولدهای مختلفی در شناسنامه هستیم که هیچ خاطره ای هم از اون شهرها نداریم.

۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۵۵
سعید یگانه

بعید میدونم حکایت معروف آفتابه دار مسجد شاه رو کسی نشنیده باشه. داستان آدم بیکاری که در زمان های قدیم، آفتابه های مسجد شاه رو به رنگهای مختلف رنگ آمیزی کرده بود و به هر بنده خدایی که با هدف روشنایی چشم و رهایی از عذاب دنیوی(!) قصد ورود به بیت الخلاء (همون WC امروز) رو داشت و می خواست مثلاً آفتابه قرمز رو برداره با تحکّم و فاز سنگینی که احتمالاً نشان از سالها کار مدیریتی و اجرایی داشت(!) می فرمود:

ــ نه اون آبی رو بردار!

۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۳۸
سعید یگانه

تا چند سال قبل، یکی از وظایف نانوشته ام این بود که باید به عالم و آدم (از در و همسایه تا دوست و دشمن) توضیح می دادم که چرا اینهمه مهمون میاد خونه مون!

بدون اغراق شاید در یک هفته نهایتاً 2 روز بدون مهمون بودیم. و چه صفایی داشت اون دوران. یادش بخیر

تا اینکه به علت پیشرفت تکنولوژی و تکثیر بی رویۀ موبایل به دستان عزیزی که تفاوت بین دنیای مجازی و حقیقی رو درک نمی کردن و به تبع آن، جوّ صمیمانه دور هم بودن های حقیقی کمرنگ و کمرنگ تر شد، بنده رسماً اعلام نمودم:

ای کسانی که مهمان هستید یا خواهید بود. همانا اگر در بین شما کسی به منزل من فرود آید و مشغول بازی و ولگردی(وبگردی) با موبایل خود شود بدون تعارف با اردنگی میزبان (یعنی بنده) تا دم در مشایعت خواهد گردید !

۱۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۳۲
سعید یگانه

زمان : سال 4017 میلادی!

مکان : دانشگاه ...

سخنران: پروفسور ... متخصص تاریخ و باستانشناسی

موضوع: رفتار پیشینیان و اجدادمان در 20 قرن قبل

۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۳۲
سعید یگانه

یه تقویم رومیزی روی میز کار اتاقم (توی خونه) هست که هدیه یکی از شرکت های چاپ و انتشارات کتابه.

علیرغم اینکه شرکت خودمون هم سررسید و تقویم رومیزی های خیلی شکیل و زیبایی زده و کلی کاغذ حروم کرده و به سهم و اندازۀ خودش در تخریب محیط زیست کوشیده، اما به سبک هرسال، ترجیح میدم از سررسید و تقویم های مربوط به سازمان خودمون استفاده نکنم.

.

چند شب پیش برای لحظاتی چشم از روی لپ تاپ برداشتم و برای اولین بار با دقت به این تقویم رومیزی نگاه کردم. دیدم در قسمت چشم انداز، سوتی خیلی خرابی داده!

۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۲۳
سعید یگانه

در ایالتهای مختلف امریکا به موارد عجیب و غریبی برخورد می کنیم که تبدیل به قانون شدن و احتمالاً این سوال پیش میاد که خروجی این قوانین از مغز یک انسان بوده یا ازمابهترون؟

.

مثلا:

در فلان ایالت بستن زرافه به دکه تلفن عمومی و تیر چراغ برق ممنوعه!

در ایالت دیگه شکلک درآوردن برای سگ ها جرم محسوب می شه!

در جای دیگه خوردن غذا در رستورانی که دچار آتش سوزی شده ممنوعه!

در بعضی ایالت ها آقایون مجاز هستن فقط ماهی یک بار خانمشون رو کتک بزنن!

۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۴۸
سعید یگانه