دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

۱۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

در ادامه پست قبلی در رابطه با رفتارهای جاهلانۀ نیاکان و گذشتگان نه چندان دورمان در راستای اثبات دوستی و محبت خاندان اهل بیت و اظهار دشمنی با خلیفه دوم از خلفای راشدین که این ماراتون نفس گیر با شروع ماه ربیع الاول به حد اعلای خود میرسید، به یکی از مهمترین نذرهای آن زمان به قلم مرحوم جعفر شهری می پردازیم:

.

نذر صیغه

.

این نذر بخصوص، از آن دسته نذرهایی بود که در این ایّام (ماه ربیع الاول) برای زنان بی همسر

۲۷ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۵۸
سعید یگانه

قبلاً از نوشته های مرحوم استاد جعفر شهری نویسنده مجموعه پنج جلدی و ارزشمند طهران قدیم در باب شب زفاف مطلبی آورده بودم.

در اینجا بخش کوتاهی از نوشته های این استاد فقید دربارۀ جشن معروف ربیع الاول که نزد شیعیان به جشن ...کشون معروف است خدمتتون عرض میکنم.

(به جای نقطه چین نام خلیفه دوم از خلفای راشدین بگذارید)

۲۶ شهریور ۹۵ ، ۱۸:۴۴
سعید یگانه

این مطلب رو اردیبهشت امسال در کافه بازاریابی (اینجا) نوشته بودم که امشب بد ندیدم اصل نوشته رو در وبلاگ هم داشته باشم

۲۵ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۴۹
سعید یگانه

از سالن فرودگاه مبدا (مشهد) رفتم بیرون یه سیگار روشن کردم. داشتم میکشیدم که عین فضلۀ کلاغ، تِلِپ کنارم سبز شد!

هم اسم خودم بود (سعید)

با حالتی پیروزمندانه و با نگاهی از بالا به پایین گفت:

۱۸ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۵۴
سعید یگانه

دوران طفولیت (هرچند الان هم کودک هستم) یک بار که پدرم ما رو به مسافرت برد، از دریاچۀ ارومیه (اون موقع بهش میگفتن دریاچه رضاییه) رد شدیم. منم مثل همیشه با دیدن اون حجم عظیم آب، دین و ایمون نداشته ام رو از کف داده و سریع قلابمو از صندوق عقب آوردم که مثلاً برم ماهیگیری! که ابوی محترم ندا داد:

ــ الا یا ایها الفرزند ابله! اینجا ماهی نداره

۱۵ شهریور ۹۵ ، ۱۶:۳۲
سعید یگانه
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۹ شهریور ۹۵ ، ۰۰:۰۲
سعید یگانه
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۲:۴۹
سعید یگانه
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
۰۸ شهریور ۹۵ ، ۲۱:۳۷
سعید یگانه

اسم مرحوم داوود رشیدی همیشه برام یادآور یک صحنه ماندگار در سریال هزاردستانه.

لحظۀ مرگ مفتش:

.

رضا: اسلحه ت کجاست؟

مفتش: تو جیب بغلم

.

رضا: چرا استفاده نکردی؟

۰۵ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۵۰
سعید یگانه

به قول معروف: وقتی نیست، نیست. اما وقتی هست و چند تا هم هست تازه اول مصیبته.

.

فرض کنین دخترخانومی قصد ازدواج داره ولی موجودی به نام خواستگار در کار نیست. خب وقتی نیست یعنی نیست دیگه. تکلیف مشخصه.

از اونطرف، دختر خانوم دیگه ای همین قصد رو داره اما در انتخاب بین 3 اسب سفید (ببخشید منظورم 3 شاهزاده سوار بر اسب سفید بود!) با شرایط یکسان گیر افتاده طوریکه حتی یکی از اونها مثلاً اسبش سیاه نیست تا نقطه تمایزی بوجود بیاد برای سهولت در تصمیم گیری.

به نظر شما کدومشون احساس بدتری رو تجربه میکنن؟

۰۵ شهریور ۹۵ ، ۰۱:۳۴
سعید یگانه