دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

.

معمولاً یکی هست که با بقیه فرق میکنه

یعنی چی؟ مثال میزنم:

.

حوزه فوتبال:

همه دیدیم که عشاق این رشتۀ ورزشی، علیرغم اینکه لیست بلندبالایی از حرفه ای های این حوزه رو در آستین دارن اما براشون یک نفر با بقیه متفاوته و هر زمان که اسم فوتبال میاد، بی اختیار

۱۰ مهر ۹۶ ، ۰۰:۰۶
سعید یگانه

آورده اند که روزی یک گوسفند و یک گاو و یک شتر از صحرایی خشک و سوزان و بی آب و علف در حال عبور بوده و هرسه هم بسیار گرسنه بودند.

تا اینکه از دور، بوتۀ علفی دیده شد و هرسه، خوشحال به طرف اون وعده غذایی حمله کردن.

ولی خوشحالیشون مدت زیادی طول نکشید.

چون با اولین نگاه می شد فهمید که

۲۸ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۰
سعید یگانه

از زمان تاسیس این دکّه (بخونین وبلاگ) تا الان به هر چیزی فکر میکردم جز اینکه مجبور بشم نصفه شبی چندتا عکس از اینترنت کش برم و به سرعت، یک پست اورژانسی بنویسم برای شناختن تفاوت منقار پرنده ها. (خدایا این حال خوشو از ما نگیر!)

امشب یکی از دوستان زنگ زد و گفت یک جوجه کبوتر پیدا کرده و

۲۳ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۴۹
سعید یگانه

یکی از راههای میان بُر زدن برای شناسایی دنیای اطراف (از اشیاء تا انسانها) طبقه بندی کردن اونهاست که بسیاری از این طبقه بندی ها پایه علمی داره و مورد پذیرش دنیا قرار گرفته و خیلی ها هم خیر.

بعضی طبقه بندی ها هم توسط جادوگران کلمات انجام گرفته که نسلها سینه به سینه منتقل شده و هرچند اعتبار علمی قابل اعتنایی نداره اما جذابیت و زیبایی خاص خودش رو همچنان

۲۱ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۸
سعید یگانه

امروز در محضر دوست بزرگوار شصت و چند ساله ای بودم که از خاطرات سفرهای مختلفش به گوشه و کنار دنیا تعریف می کرد و دل ما فقیر فقرا رو می سوزند. واقعاً خوش به حال اینجور افراد که هر زمان دلشون میگیره، سواحل زیبا و دلفریب بلاد کفر به زیبایی هرچه تمامتر در نقش اسید چاه بازکن برای

۱۹ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۴
سعید یگانه

اینجا قصد ندارم در مورد حقوق پایمال شده و احقاق حق و امثالهم چیزی بگم، همه میدونیم و گوشامون پُره و قبل از من و شما، دیگران قرنهاست که خودشونو جر دادن و  گفتن و هنوزم میگن و آخرش هم هیچ. ضمن اینکه اگر بخواهیم در این مورد مطلبی بخونیم، دهها هزار صفحه کتاب و هزاران سایت و وبلاگ هست که از حقوق پایمال شده

۱۶ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۸
سعید یگانه

.

صبـر بسیار ببایـد پدر پیــر فلـک را

تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید

.

3 سال از وداع استاد گذشت...

 

(دکتر امیرناصر کاتوزیان، پدر علم حقوق)

  

۱۱ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۳۸
سعید یگانه

این یکی از فلان شهر تماس گرفته و اصرار داره که با فرستادن عکس پسره به تلگرامم، بهش بگم پسر خوبیه یا بدیه! 

اون یکی آخرین نوشته های بین خودش و شریک عاطفیشو فوروارد کرده و میخواد

۰۸ شهریور ۹۶ ، ۲۰:۰۶
سعید یگانه

خدمت رسیدم برای اطلاع رسانی 2 خبر که یکیش مهمه و دیگری بی اهمیت

اول خبر بی اهمیت:

متاسفانه امروز خبردار شدم که علیرغم تلاش های مکرر دوستان و همکاران، آرش عزیز رو از دست دادیم!

۰۶ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۰
سعید یگانه

بعضی وقت ها با دوستان و همکارانم صحبت از متمم میشه و همیشه میگم که شخصاً امید زیادی به دانش آموختگان این دانشگاه یا محیط مجازی یا آموزشگاه غیر مجازی (یا اصلاً هر اسم دیگه ای) برای آینده کشورم دارم و ناب ترین تفکرات رو در اونها دیدم.

هرچند خودم حضور فعالی در متمم ندارم و بهیچوجه خودم رو یک

۰۵ شهریور ۹۶ ، ۰۰:۴۶
سعید یگانه

هنوز جوهر تاسیس شرکت خشک نشده بود که رئیس تعمیرگاه استعفا داد. کل شرکت بهم ریخت.

شکی نیست که نقش واحد خدمات پس از فروش در یک شرکت تازه کار مخصوصاً خودروهای سنگین، بسیار تعیین کننده و حیاتیه.

بنابراین استعفای رئیس تعمیرگاه چیزی از جنس بحران

۰۲ شهریور ۹۶ ، ۰۱:۲۱
سعید یگانه

سالها قبل مطلبی خوندم در مورد تصادفات جاده ای با حیوانات، که طی محاسبات دقیقی میگفت برخورد خودرویی با سرعت 100 کیلومتر به یک سگ 40 کیلویی، ضربه ای معادل چند تُن به ماشین وارد میکنه.

راستش دو روزه از کار و زندگی افتادم و مشغول ولگردی اینترنتی هستم تا

۳۰ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۰۴
سعید یگانه

امشب قصد دارم نخستین درسهای زندگی که در سالهای اولیۀ عمرم کسب کردم و اتفاقاً نقش حیوانات هم در اونها بسیار پررنگ بود رو خدمتتون عرض کنم:

۲۰ مرداد ۹۶ ، ۰۲:۰۱
سعید یگانه

خدا از سر تقصیراتم بگذره که در پست قبل چه تهمت های ناروایی به ننه قمر بیچاره وارد کردم.

العفو.... العفو.... العفو...

دیشب بعد از محکم کاری و قفل و زنجیر کردن مودم، بازهم روند کم شدن وحشتناک حجم اینترنت ادامه داشت. بطوریکه در کمتر از 5 ساعت چیزی نزدیک به

۱۸ مرداد ۹۶ ، ۱۸:۵۳
سعید یگانه

فکر میکنم با این میزان مصرف اینترنتم چشم دنیا رو کور کرده باشم.

مثلاً یک طرح سه ماهه می گیرم با 10 گیگ حجم. سه ماه که تموم میشه بازم حجم اینترنت اضافه میاد!

علیرغم اینکه طرح شبانه رایگان یا نیم بها رو هم استفاده نمی کنم و همچنین تمامی

۱۷ مرداد ۹۶ ، ۲۱:۳۴
سعید یگانه

قصد دارم از 2 اشتباه مرگباری که در حوزۀ کاری و طی این سالها انجام دادم بنویسم. اشتباهاتی که مقصرش تماماً خودم بودم اما خدا رو شکر هردوشون بخیر گذشت.

هرچند نوشتن در مورد اشتباهات کاری، شاید برای امثال بنده و همکارانم حرکتی غیر حرفه ای محسوب بشه و در رزومه مون تاثیر نامطلوبی

۱۰ مرداد ۹۶ ، ۰۱:۰۳
سعید یگانه

شکی نیست که برای رسیدن به هر هدفی، دو عنصر تلاش و کوشش مهمترین اصول مورد نیاز بوده و هست (و احتمالاً هم خواهد بود).

ولی به نظر میرسه با گذشت زمان و در دوران حاضر، پارامتر دیگری هم در کنار دو مورد فوق از الزاماته.

مثلاً تا دیروز، اگه به مدد شاگردی نزد فلان استاد تراشکار، تبدیل به یک تراشکار

۰۸ مرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۶
سعید یگانه

چند روز قبل مطلع شدم که همکاری صمیمانه بین دو هنرمند ارزشمند جناب آقای امین زندگانی و همسر محترمشون سرکار خانم الیکا عبدالرزاقی با برند آلتون به پایان

۳۱ تیر ۹۶ ، ۰۱:۲۸
سعید یگانه

 مرد در شلوغی خیابون دوبله توقف کرده و منتظر خودرویی بود که می خواست از پارک بیرون بیاد تا به جاش پارک کنه و بره داخل بانک.

ولی به نظر میرسید راننده خودرو، نیاز به جای پارک مرد رو احساس کرده و احتمالاً اونو فرصتی دیده بود برای اعمال قدرت! چرا که با خونسردی مشغول صحبت با موبایلش بود.

مرد هم داشت توی دلش به میزان بیشعوری هموطنانش نمره می داد که صدای یک زن اونو از عالم

۲۹ تیر ۹۶ ، ۰۱:۳۷
سعید یگانه

قبل از شروع باید اعلام کنم که برای خوانندگان حساس به حفظ شخصیت و کرامت انسانها خوندن این مطالب ناراحت کننده بهیچوجه توصیه نمیشه. همچنین لازم به ذکره که این نوشته در گروه سنی 18+ در نسلهای قبل و 8+ در نسل جدید قرار

۲۳ تیر ۹۶ ، ۰۳:۵۰
سعید یگانه

پیرو پست قبلی اینجانب و اظهار لطف دوستان عزیز که به رسم ادب از تک تک اونها در صفحات شخصیشون تشکر شد (و در اینجا هم بصورت عمومی یکبار دیگه تشکر میکنم) یکی از هموبلاگی های عزیز

۱۸ تیر ۹۶ ، ۲۰:۴۷
سعید یگانه

دقایقی قبل، چهل و دومین برگ دفتر زندگیم بسته شد و وارد چهل و سومین سال زندگی خود شدم.

به قول معروف پیر شدیم رفت هرچند جوونیمون هم چندان ...ی نبودیم

۱۵ تیر ۹۶ ، ۰۰:۵۲
سعید یگانه

پیش نوشت: این مطلب از دی ماه 94 در این وبلاگ درحال خاک خوردن بود و بر اساس بعضی اتفاقات ترجیح دادم امشب از زیر خاک درآورده و با چند تا پوف بازنشرش کنم. لازم به ذکره که نگارش این مطلب مربوط به زمانی بوده که زندگی رو کمی سخت تر و جدی تر می گرفتم و با اسم مستعار

۱۴ تیر ۹۶ ، ۰۲:۳۲
سعید یگانه

این مطلب در پاسخ به دوست عزیزیه که در مورد مشکل ایجاد شده در محیط کارش (بابت حس عدم اعتماد از سمت کارفرما و همچنین وجود دوربین مداربسته و دستگاه شنود که حس خوبی رو منتقل نمیکنه) از بنده مشورت خواسته بود و بر این اساس که احساس کردم شاید ممکنه به درد دیگران هم بخوره بصورت عمومی

۱۱ تیر ۹۶ ، ۲۲:۱۱
سعید یگانه

اوایل ازدواج بین چند خونه ای که برای سکونت دیده بودیم، یک انتخاب بین من و همسر گرامی مشترک بود. طبقۀ همکف منزلی قدیمی با حیاطی بزرگ و اختصاصی و صاحبخونه ای که از دوستان و همکاران قدیمی پدرم بود.

درحقیقت اهل آپارتمان نشینی و لوکس گرایی و تجملات نیستیم و با زندگی سنتی

۱۰ تیر ۹۶ ، ۰۱:۰۸
سعید یگانه

اگر از بحث باورهای ادیان و مذاهب مختلف در مورد کیفیت زمان وقوع مرگ چشم پوشی کنیم و صحبت بزرگان طریقت و عرفا رو هم فاکتور بگیریم، در حالت بسیار ساده شده، معتقدم که در لحظه وقوع مرگ، پرده ها از جلوی چشم کنار رفته و بسیاری از واقعیت ها آشکار میشن و احتمالاً

۰۵ تیر ۹۶ ، ۰۲:۰۳
سعید یگانه

دوران دبیرستان، دبیر ریاضی فرهیخته ای داشتیم که نه تنها در جبر و مثلثات و هندسه، بلکه یه جورایی استاد اخلاقمون هم محسوب میشد. نمیدونم الان هم از این معلم ها پیدا میشه یا نه. طوری که هرازگاهی با یکی دونفر از همکلاسی ها میرفتیم

۱۸ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۰۰
سعید یگانه

چالش ششم

«هم اتاقی عزیز»

قبل از برنامه ریزی مقدمات حرکت، از تمام عزیزان همسفر تقاضا کردم که بر اساس بدنامی(!) کشور تایلند، تعارف رو کنار گذاشته و اگه به هردلیلی (مخصوصاً ترس از اهل منزل!) قصد همراهی جمع

۱۶ خرداد ۹۶ ، ۲۲:۵۷
سعید یگانه

چالش چهارم

« دود و  کُنده »

زمان جمع آوری گذرنامه ها و مدارک، یکی از همسفرها در دقیقه 90 اعلام فرمود که به این سفر نمیاد و به جای خودش، باباشو میفرسته! بهش گفتم آخه مرد حسابی. پیرمرد 75 ساله رو می فرستی سفر تایلند که چی

۰۹ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۵
سعید یگانه

چالش سوم

« حاجی حسینی سلام! »

یکی از دوستان که از دست اندرکاران حوزه گردشگری و مالک هتل و همچنین عاشق سفر به کشورهای مختلفه اعتقاد جالبی داره. میگه اگه وارد هر کشوری شدی و از رستوران های ایرانی و مک دونالد و کی اف سی آویزون نشدی و تونستی غذاهای اونجا رو

۰۷ خرداد ۹۶ ، ۲۰:۱۱
سعید یگانه

چالش اول

« اجتماعات مردم شهر برای انتخابات »

علیرغم اینکه پروازمون از مشهد ساعت 5 صبح بود اما به دلیل شلوغی شهر و ازدحام مردم برای تبلیغات انتخاباتی، به همه همسفران اعلام کردم که ساعت 1 در فرودگاه باشن (که اومدنشون تا سه و نیم صبح طول کشید) قرار شد

۰۶ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۵۲
سعید یگانه

یکی از اساتید و سپیدمویان بزرگوار حوزه حقوق که مورد وثوق و اعتماد تمام اطرافیانه در خاطراتش از پرونده های مختلف با افتخار از این موضوع یاد می فرماید:

.

« در طی 30 سال وکالت دادگستری، تعداد (نمیدونم 100 یا 200 یا هر عددی) زوج جوان رو که برای طلاق مراجعه کرده بودن

۲۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۱۴
سعید یگانه

اهل کاشانم ...

همیشه به این جمله سهراب سپهری حسادت کردم. چقدر خوبه که یه نفر بتونه با خیال راحت بگه اهل کجاست.

راستش از شما چه پنهون، یکی از سخت ترین سوالاتی که

۲۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۵۵
سعید یگانه

بعید میدونم حکایت معروف آفتابه دار مسجد شاه رو کسی نشنیده باشه. داستان آدم بیکاری که در زمان های قدیم، آفتابه های مسجد شاه رو به رنگهای مختلف رنگ آمیزی کرده بود و به هر بنده خدایی که با هدف روشنایی چشم و رهایی از عذاب دنیوی(!) قصد ورود به بیت الخلاء (همون WC امروز) رو داشت و

۱۷ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۵:۳۸
سعید یگانه

تا چند سال قبل، یکی از وظایف نانوشته ام این بود که باید به عالم و آدم (از در و همسایه تا دوست و دشمن) توضیح می دادم که چرا اینهمه مهمون میاد خونه مون!

بدون اغراق شاید در یک هفته نهایتاً 2 روز بدون مهمون بودیم.و چه صفایی داشت اون

۱۴ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۶:۳۲
سعید یگانه

زمان : سال 4017 میلادی!

مکان : دانشگاه ...

سخنران: پروفسور ... متخصص تاریخ و باستانشناسی

موضوع: رفتار پیشینیان و اجدادمان در 20 قرن قبل

۰۵ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۲:۳۲
سعید یگانه

یه تقویم رومیزی روی میز کار اتاقم (توی خونه) هست که هدیه یکی از شرکت های چاپ و انتشارات کتابه.

علیرغم اینکه شرکت خودمون هم سررسید و تقویم رومیزی های خیلی شکیل و زیبایی زده و کلی کاغذ حروم کرده و به سهم و اندازۀ خودش در تخریب محیط زیست کوشیده، اما به سبک هرسال

۰۳ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۲۳
سعید یگانه

در ایالتهای مختلف امریکا به موارد عجیب و غریبی برخورد می کنیم که تبدیل به قانون شدن و احتمالاً این سوال پیش میاد که خروجی این قوانین از مغز یک انسان بوده یا ازمابهترون؟

.

مثلا:

در فلان ایالت بستن زرافه به دکه تلفن عمومی و تیر چراغ برق

۰۱ ارديبهشت ۹۶ ، ۰۱:۴۸
سعید یگانه

میگن طرف نشسته بود و از فرط بیکاری به خودش سوزن میزد و از شدت درد، نعره می کشید!

یکی اومد بهش گفت:

داداش. سوزن نزن. داد هم نزن! (به همین سادگی)

.

معتقدم این حکایت قدیمی (که البته اصلش چندان مودبانه نیست) در عین سادگی ظاهری، حرفهای

۲۹ فروردين ۹۶ ، ۰۲:۰۰
سعید یگانه

این خاطرۀ جالب و صد البته دردناک، مربوط به سالهای اوایل دهه هفتاده که حقیر در سال آخر دبیرستان عمرم رو هدر می دادم و  آقای دکتر قصۀ ما هم (که اعتقادات مذهبی بسیار خشکی داشت) دانشجوی پزشکی بود و متاهل و دارای 3 فرزند(!) که منزلی کوچک متناسب با

۲۸ فروردين ۹۶ ، ۰۳:۳۲
سعید یگانه

امروز مثل بچۀ آدم نشسته بودم و داشتم با تلفن حرف میزدم که وسطای صحبت، احتمالاً کمی بیش از حد به پشتی صندلی تکیه دادم که ناگهان تررررررررررررررق!

پایه صندلی شکست و صندلی هم برگشت و حقیر در پوزیشن 90 درجه درحالیکه هر دوتا پام از پشت میز بالا

۲۷ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۴۴
سعید یگانه

هیچوقت یادگیری زبانهای خارجی اجباری دوران تحصیل رو جدی نگرفتم و تا این لحظه که در محضر شما هستم آنچه که انگلیسی بلدم (در همون حد I am a Book) نه به درد دنیام خورده و نه آخرتم. کاش حداقل عربی رو قوی تر می خوندم تا شاید به درد آخرتم

۲۰ فروردين ۹۶ ، ۲۰:۳۶
سعید یگانه

مقدمتاً اجازه میخوام اون حکایت معروف تاریخی رو بازگو کنم:

آورده اند که :

جناب کریمخان زند (معروف به وکیل الرّعایا) توی باغ مشغول عشق و حال شاهانه بود

۱۹ فروردين ۹۶ ، ۰۱:۰۴
سعید یگانه

از زمان افتتاح این دکّه (بخونین وبلاگ) هر احتمالی رو متصوّر بودم جز اینکه مجبور بشم ساعت 5 صبح یه پست بنویسم و منتشر کنم. (واقعاً به کجا داریم میریم؟!)

تو پست قبلی اشاره کردم که زلزلۀ ظهر دیروز رو با چه وضعیت غیر اخلاقی ای پشت سر گذاشتم. (زشته دوباره بخوام تکرار کنم!)

ساعت 12 و 40 دقیقه شب (البته باکلاسش میشه 40 دقیقۀ بامداد) هم یکی

۱۷ فروردين ۹۶ ، ۰۶:۱۴
سعید یگانه

مدتی بود که تصمیم داشتم ماهی ها رو عوض کنم و برم سراغ نژاد گلدفیش. امروز فرصتی شد

۱۳ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۲۷
سعید یگانه

یک هفته از شروع سال جدید گذشته و متاسفانه آمار 150 کشته و 3000 مجروح تصادفات

۰۸ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۵۳
سعید یگانه

به نظر شما این عکس چیه؟

پاسخ: این عکس، مربوط به  آخرین یافتۀ حفّاریهای اینجانب

۰۳ فروردين ۹۶ ، ۰۳:۰۳
سعید یگانه

از هفته قبل برگزاری سمینار 8 بهمن، مجری محترم پیشنهاد کرد که در خلال برنامه ها

۲۱ اسفند ۹۵ ، ۰۱:۲۶
سعید یگانه

چندباری از جلوی روستای کلیدر رد شدم و هر بار با دیدن تابلوی اونجا، با خودم گفتم که در اولین فرصت بشینم این شاهکار استاد محمود دولت آبادی رو بخونم که خب مثل همیشه گویا زمانش هنوز فرا نرسیده.

امروز سری به گوگل زدم برای یک سوال که طبق معمول هدایت شدم به یه چیز دیگه و اون چیزی رو که میخواستم، کلاً از یادم

۱۹ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۳۱
سعید یگانه

امروز یکی از اساتید محترم حوزه روانشناسی میگفت که اصول (مخصوصاً اصول اخلاقی) نهایتاً 10 درصد و باورها بیش از 90 درصد اعتقادات انسانها رو تشکیل میده.

حرف ایشون برام جالب بود.

به عبارت دیگه هیچوقت به این میزان از درصدها

۱۵ اسفند ۹۵ ، ۰۰:۲۳
سعید یگانه