بـه همیـن سـادگـی

دانـش آمـوز شـمـاره ۱۳

بـه همیـن سـادگـی

دانـش آمـوز شـمـاره ۱۳

بـه همیـن سـادگـی

شعورم در حـدّ همین نوشـته هاست. کم و زیادش رو به بزرگی خودتون ببخشین. ممنون

نویسندگان

من روانی نیستم!

سه شنبه, ۱۱ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۱۱:۴۴ ب.ظ

.

.

بدون شک برای هر مشکلی، راه حلی وجود دارد که به دست متخصص و کاربلد اون حوزه قابل حل خواهد بود.

.

طبیعتاً اگر گیربکس ماشینم خراب بشه برای رفع این مشکل به دبیر تاریخ مدرسۀ فرزندم مراجعه نمیکنم.

.

یا اگه خدای نکرده نیاز به جراحی قلب باز داشته باشم، آویزون هندوانه فروش سر کوچه نخواهم شد.

(بماند که بعضی ها برای استناد به موفقیت های چشمگیر اقتصادی مملکت دست به دامن گوجه فروش سر کوچه شون هم میشدن)

.

همانطور که برای طراحی نقشه واحد مسکونی (یا تجاری) از یک پزشک متخصص کمک نخواهم خواست.

.

مابه افراد کاربلد و متخصص هر حوزه احتیاج داریم و باید بر اساس چندین پارامتر (که موضوع بحث ما نیست) بهشون اعتماد کنیم.

.

اما در بعضی موارد هم متاسفانه علیرغم مهم و حیاتی بودن یک موضوع، نه تنها از متخصص حوزۀ مربوطه کمک نمی خواهیم بلکه حتی دیده شده به کسانی مراجعه می کنیم که با عقل سلیم جور درنمیاد.

مثال واضحش هم افرادی هستن که برای امر مهم و حیاتی ازدواج، به کسانی مراجعه میکنن تا براشون سرکتاب باز کنه و دعا بده!

.

اگر اشتباهاً تصور می فرمایید که دوره و زمونه این چیزها گذشته باید عرض کنم به هیچ وجه.

اتفاقاً افرادی رو در اتاق انتظار فلان رمال و دعانویس می بینیم که در دنیای بیرون، محاله تصوّر کنیم که اینها حتی یک درصد ممکنه به این مسائل معتقد باشن.

.

فرض کنین بنده قصد ازدواج با قمرخانوم دارم. (البته بنده غلط می کنم! عرض کردم فرض می کنیم)

طبیعتاً با قمر خانوم، ساعتها ارتباط حضوری، تلفنی یا به صورت چت برقرار میکنم و درنهایت بر این اساس که:

.

چون من گاو هستم و تو هم بُزی (بر اساس خزعبلات طالع بینی)

چون من کشک بادمجون دوست دارم و تو هم دوست داری

چون هردومون شهرام شب پره گوش می کنیم

.

پس نتیجه بگیرم که خداوند متعال، بجز آدم و حوا، یک جفت واقعی دیگر هم در این دنیا آفریده. من و قمر!

آیا این درسته؟

قطعاً خیر

.

اما متاسفانه تجربۀ نه دهها هزار، بلکه دهها میلیون مورد مشابه رو (حداقل در این کشور) می بینیم که نقش رمانتیک دو کبوتر عاشق در زمان بسیار کوتاهی به نقش اکشن دو خروس جنگی تبدیل میشه.

(فکر نمیکنم نیازی باشه دست به دامن آمار طلاق بشیم)

.

نمی فهمم چرا زمانی که عازم یک سفر زمینی چند روزه هستیم، ماشینمونو به هزار و یک متخصص و مکانیک نشون میدیم؛ زمانی که قصد خرید لپ تاپ یا گوشی داریم مدتها در مورد مدل های موجود و امکاناتشون تحقیق می کنیم؛ اما زمانی که بحث سرنوشت ساز یک عمر زندگی در میان باشه، حاضر نیستیم دو جلسه از وقت گرانبهامون رو برای مشاوره ازدواج صرف کنیم.

.

موضوع دردناک (که به کرّات هم دیده و شنیده ایم) اینکه هر دو طرف قضیه یا حداقل یکیشون حاضر نیست به مطب روانشناس مراجعه کنه فقط به این دلیل که:

من روانی نیستم!

.

دوست عزیز!

.

کسی که به روانشناس مراجعه میکنه، الزاماً روانی و بیمار نیست که قرار باشه آبروش بره(!) و در تیمارستان تحت نظر باشه.

.

کسی که به مشاور ازدواج مراجعه میکنه قرار نیست تحت عمل جراحی وحشتناک روح قرار بگیره تا شیر مادر از دماغش بیاد بیرون (اسم دیگه اش میشه روانکاوی)

.

قرار بر اینه که هرکدوم از طرفین، طی یکی دو جلسه مشاوره، تیپ شخصیتی شون مشخص بشه و در نتیجه گیری نهایی، مشاور مربوطه بهشون بگه که شما اگر ازدواج کنین، دچار این 5 مشکل خواهید بود ضمن اینکه این 7 مورد مثبت رو هم خواهید داشت. به سلامت!

.

یک مشاور ازدواج به هیچ عنوان نمی تونه و نباید حکم صادر کنه.

قرار نیست دستور بده که ازدواج کنین یا نه!

به هیچ عنوان هم حق قضاوت نداره

(این در تخصص حوزه حقوق و قضات محترمه نه روانشناسان عزیزمون)

اون فقط راه و چاه رو نشون میده و بقیه کار رو به دست خودمون میسپاره.

.

چندی قبل برای دختر یکی از دوستان، خواستگار اومد. چند جلسه ای بیرون رفتن و حرف زدن و ادامه نامزدبازی تا اینکه به اصرار دخترخانوم، قرار شد هردو به روانشناس مراجعه کنن.

به یک مشاور حرفه ای این حوزه مراجعه کردن.

فقط 2 جلسه

نتیجه نهایی این بود که این دو نفر به هیچ عنوان قادر به زندگی زیر یک سقف نخواهند بود.

و موضوع عجیب اینکه همین دخترخانوم (به قول ما، دهه هفتادی) آنچنان عاقلانه با این قضیه برخورد کرد و تلفن رو برداشت و خیلی محکم به خواستگار گفت نع! که باورش (حداقل برای من) سخت بود

ای کاش همه اینطور باشیم.

.

.

پ.ن 1) هرکسی که فارغ التحصیل رشته روانشناسی یا یکی از زیرشاخه های اونه، الزاماً قرار نیست قادر به این مشاوره سرنوشت ساز باشه. منظورم، افراد حرفه ای و کاربلد این حوزه بود که در هر شهری حداقل یکی دو نفر هستن.

.

پ.ن 2) اینکه از طریق تلفن یا تلگرام یا در کامنتهای وبلاگ، از هر شخصی درخواست راهنمایی و مشورت می کنین، قطعاً نتیجه به دردبخوری نخواهد داشت. بنده هم در پاسخ کامنت های این دوستان، فقط همین راه رو پیشنهاد میکنم یعنی مراجعه به مشاور حرفه ای.

.

پ.ن 3) در پیشنهاداتم به دوستان همیشه عرض میکنم درصورتیکه قصدایجاد یک رابطه بلندمدت (مثل ازدواج) دارید و طرف مقابل شما به هر دلیلی حاضر به مراجعه نزد مشاور نشد، بهتره که قید این ارتباط رو از همین ابتدا بزنید.

.

پ.ن 4) عازم سفری طولانی هستم. انشاالله اگر زنده برگشتم همچنان در محضرتون کسب فیض خواهم کرد.

.

پ.ن 5) وبلاگ هم که 1000 روزه شد. طبیعتاً اینجا باید نتیجه خاصی بگیرم و پیامی به این مناسبت بدم. ولی چون اعتقاد دارم که این موضوع، بی اهمیت تر از اونیه که قرار باشه بهش فکر کنیم بنابراین نتیجه گیری خاصی نمیکنم و پیامی هم نمیدم!   :-))

.

پ.ن 6) در این لحظات روحانی و دقایق آخر، دلم نیومد نوشتۀ دلنشین و زیبای استاد احسان عزیز رو از شما دوستان، دریغ کنم. پیشنهاد میکنم بخونین. :-)

موشک کاغذی سفیدم

۹۷/۰۲/۱۱
سعید یگانه