به همین سادگی

دانش آموز شماره ۱۳

به همین سادگی

دانش آموز شماره ۱۳

به همین سادگی

شعورم در حـدّ همین نوشـته هاست. کم و زیادش رو به بزرگی خودتون ببخشین. ممنون

نویسندگان

به همین سادگی

چهارشنبه, ۶ دی ۱۳۹۶، ۱۱:۳۵ ب.ظ

یکی از حساسیت های پدرم که به ما هم منتقل شد، تعصّب بر روی املای صحیح کلمات بود. دوران دبستان اگه اجازه داشتیم اوراق امتحانی درس های ریاضی و علوم و اجتماعی رو تا 18 (و با کمی اغماض تا 17) به ایشون نشون بدیم. اما نمره 19.75 درس دیکته بهیچوجه قابل قبول نبود و اگه خانوم معلممون میگفت 20 بار از روش بنویس، پدر بنده تا 100 بار هم سابقه داشت که دستور این کارو بدن.

البته این موضوع منحصر به فارسی نبود و زبان انگلیسی هم در دایره همین قانون قرار میگرفت.

از کلاس اول راهنمایی* که به صورت رسمی زبان انگلیسی وارد مدارس شد بیشترین زمان رو بر روی املای صحیح کلمات گذاشته بودم و یک بار که دبیر محترم زبانمون املای کلمه سه شنبه (Tuesday) رو با یک جابجایی کوچولو بین e و u نوشت و مثل اسب پریدم وسط و ایرادشو گرفتم کلّی خرکیف شدم!

بماند که 2 عدد پس گردنی آبدار در آخر همون جلسه به بهانه اینکه چرا خودکارت افتاد زیر میز(!) باعث شد که 2 چیز رو بفهمم:

1) غلط میکنی به معلمت ایراد میگیری!

2) مطمئن باش معلم اونقدر صبر میکنه تا زهر این ایرادگرفتن رو روت پیاده کنه (و معمولا این صبرشون هم مدت زیادی طول نخواهد کشید. اصولا زمان ما معلمها صبرشون زیاد نبود!)

.

* ما آخرین گروه دانش آموزانی بودیم که زبان انگلیسی رو از سال اول راهنمایی شروع کردیم و متولدین سال بعد از ما، زبان رو از دوم راهنمایی آغاز می کردن. ضمن اینکه آموزش زبان برای ما بر اساس گرامر و فعل و فاعل و مضاف الیه و این چیزا بود و هیچ ردپایی از مکالمه در اون به چشم نمی خورد.

.

بر همین اساس، ناخواسته تبدیل شدیم به موجودی که در بین عوام به ملّا لغتی مشهوره! (البته همونطور که در جریان هستین اصل این واژه ملّا نقطی هست) و هنوز هم ناخواسته با دیدن ایراد املایی از طرف، حس چندان خوبی بهم منتقل نمیشه.

.

البته به مدد پیشرفت تکنولوژی و جایگزینی کیبورد به جای قلم، به راحتی میشه اکثر اشتباهات املایی رو به گردن کیبورد بدبخت و سرعت در تایپ انداخت. به عبارت دیگه اونها رو اصلا نمیشه اشتباه محسوب کرد

مثلا اگه کسی به جای انسان تایپ کنه امسان دلیل بر جهلش به این واژه نیست بلکه به دلیل قرارگیری م در کنار ن بر روی صفحه کیبورده و نیز اینکه این نوشته اونقدر مهم نبوده که بخواد وقتی تلف کنه و برگرده برای تصحیح (مثل ارسال پیامک بین دوستان)

اما خب باید قبول کرد که از بعضی خطاها هم نمیشه چشم پوشی کرد.

.

راستش امشب با دیدن این پست از خوابگرد عزیز به فکرم خطور کرد که اشاره ای به چند اشتباه املایی رایج در بین مردم داشته باشم:

.

1) اصطکاک: که به وفور می بینیم به صورتهای استهکاک، اصطهکاک، اصطحکاک و امثالهم نوشته میشه.

متاسفانه این موضوع رو بارها در جاهایی که نباید ببینیم، دیدم (مثل روزنامه یا کتابها)

.

2) توجیه: اونقدر این کلمه رو به صورت "توجیح" می بینیم که بعضی وقتا خودمم شک میکنم که آیا درست نوشتم یا نه! تا جایی که دیدن این غلط املایی توسط استاد جامعه شناسی مون بر روی تخته سیاه، بازهم چیزی از ارزشهای این بزرگوار کم نکرد و جرات ایراد گرفتن نداشتیم. (البته پس گردنی های آبدار دبیر زبانمون هم بعد از سالها در خاطرم مونده بود)

.

3) تصفیه: که به صورت های تسفیه یا تصویه می بینیم.

.

فکر میکنم از این کلمات زیاد باشه. فعلا همین سه تا به ذهنم رسید.

این موضوع بنده رو به یاد داستانی انداخت که شاید هم کاملاً بی ربط به موضوع قصه ما باشه. اما بهرحال برای پر کردن صفحه سیاه مانیتور اینها رو می نویسم.

.

احتمالاً بسیاری از شما عزیزان، حرکت محیرالعقول شرکت معظّم ایران خودرو در راستای تپانیدن موتورهای پژو 504 در زیر کاپوت پیکان های خسته  رو یادتون هست. خودروهایی که به نام پیکان پژویی می شناختیم.

و حرکت شگفت انگیزتر این عزیزان در راستای خلاف جهت این موضوع،

یعنی قرار دادن قلب تپنده پیکان در دل خودروهای پژو (البته این بار، پژوهای 405) و خروجی شگفت انگیزی به نام خودروی آردی که بعدها با یکی دو جراحی قلب باز، نفس ماشین بازتر شد و به روآ و روآی سال تغییر یافت.

و رقیب اصلیش هم که شرکت سایپا بود همین کار رو با تپاندن موتور پراید بر روی شاسی رنو انجام داد (البته روایت داریم چون جا نمیشد به زور لگد این کارو انجام دادن!) که خروجی گوگوری مگوری آدامس پی کی (ببخشید خودروی پی کی) حاصل این دستاورد عظیم بود.

البته این داستان تپوندن و چپوندن رو همچنان در خودروهای تیبا و رانا و وانت آریسان و امثالهم شاهد هستیم.

.

از طرف دیگه این علاقه درونی ما ایرانیها به امتزاج و اختلاط و ترکیب کردن رو در غذاهامون هم می بینیم که قبلا در موردش نوشتم (اینجا)

.

اما نتیجه ای که بنده گرفتم (که می تونه مثل تمامی نتایجی که از ابتدای عمرم تا الان گرفتم از پایه و اساس هم غلط باشه) اینه که این عشق به امتزاج و اختلاط و ترکیب و انداختن تمام گزینه ها در دستگاه مخلوط کن، فقط منحصر به پژو آردی و رانا و املت و آش نیست.

بلکه در کلمات و اصطلاحات رایج هم شاهدش هستیم.

اصطکاک و استهلاک رو میندازیم تو مخلوط کن ذهنمون و ناخودآگاه یک واژه جدید "اصطهلاک" تحویل می گیریم.

توجیه رو با پیشفرض ذهنی و شباهتش با واژه "ترجیح" مخلوط می کنیم و واژه "توجیح" رو تحویل میگیریم

و ...

.

اما بخش دردناک قضیه اینجاست که تجربه نشون داده متاسفانه چندان علاقه ای به تصحیح اشتباهاتمون نداریم. شاید این معضل از پدیده معروف "مقاومت در برابر تغییر" نشات بگیره.

.

بهرحال تعارف که نداریم. مثلا همه با هم یه جورایی قوم و خویشیم دیگه!

ما فرزندان همون نسلی هستیم که وقتی دوچرخه می دیدن با بسم الله از کنارش رد میشدن چون اونو مرکب اجنه می دونستن!

پدران ما همونهایی بودن که حاضر به فروش فرش زیر پا و دار و ندارشون بودن تا جریمه 5 تومنی دولت رو بدن اما بچه شون رو واکسن آبله نزنن.

هنوز هم ترجیح میدیم و راحت تریم که در اشتباه باقی بمونیم اما چند دقیقه (تاکید میکنم چند دقیقه) زمان نذاریم برای تصحیح بعضی از اشتباهاتمون.

تا اینکه فربیرز عرب نیا رو با ابوالفضل پورعرب اشتباه نگیریم!

تا اینکه اگه اصرار داریم نماز بخونیم (و حتما هم به عربی بخونیم) 30 ثانیه برای یادگیری تلفظ صحیح "صمد" زمان بذاریم تا یک عمر، روزی 5 بار جلوی خدا نایستیم و با نهایت پررویی فحش ناموسی بهش ندیم!

تا اینکه آقای مدیرعامل بنده با مدرک دکترای اقتصاد، زمانی که قرار بود حکم ماموریت اینجانب به استان خراسان جنوبی (شهر بیرجند) رو امضا کنه از کلمه بجنورد استفاده نکنه!

ضمن اینکه در یکی از سایتهای معروف این کشور در راستای تمجید از شرکت کویر تایر که در شهر بیرجند واقع شده از عبارت بروجرد(!) استفاده شد.

این اشتباهات شاید در محاورات روزمره مشکل خاصی ایجاد نکنه اما برای تولید محتوا در فلان روزنامه و بهمان سایت تخصصی چندان جالب نیست.

.

مثال زیر فقط یک دقیقه وقت خواهد گرفت:

بیرجند: مرکز استان خراسان جنوبی (شرق ایران)

بجنورد: مرکز استان خراسان شمالی(شرق ایران)

بروجرد: اونطرف ایرانه بخدا. (غرب ایران) استان لرستان

بروجن: اونم غرب ایرانه. استان چهارمحال و بختیاری

.

به همین سادگی

پ.ن) برم بخوابم که فردا باید برم نیشابور

آه از نفس پاک تو و صبح نشابور

از چشم تو و حجره فیروزه تراشی

...

۹۶/۱۰/۰۶
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.