دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

هیتلرجان! آسوده بخواب که ما بیداریم

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۵۵ ق.ظ

اهل کاشانم ...

همیشه بابت این عبارت، به سهراب حسادت کردم. چقدر خوبه که کسی با خیال راحت بتونه بگه اهل کجاست. راستش از شما چه پنهون، یکی از سخت ترین سوالاتی که ازم میشه و جواب روشنی براش ندارم اینه که بپرسن : اهل کجایی؟

واقعیت اینه که نمیدونم اهل کجام!

به لطف شغل خاص پدر و ماموریت های مختلفشون به مناطق مختلف کشور، بنده و برادرانم دارای محل تولدهای مختلفی در شناسنامه هستیم که هیچ خاطره ای هم از اون شهرها نداریم.

به همین دلیله که اگه بخوام از خاطرات کودکی و محله بچگی هام بگم و بوی شکوفه بهارنارنج و بادوم و خرما و نارگیل و خرزهره رو به یاد بیارم و یک سوم محتوای وبلاگ رو بهش اختصاص بدم، نمی تونم.

.

البته این موضوع، خوبی هایی هم داشته.

اینکه زنجیری* به نام تعصب قومی و قبیله ای رو بر گردنم احساس نمی کنم و شهروندان غرب ایران با شرق و شمال و جنوب کاملاً برام یکسان هستن. فوم لُر همونقدر برام ارزشمند و عزیزه که ترک و کرد و بلوچ و گیلکی و فارس.

.

*تعریف خاص این زنجیر از دیدگاه خودم:

اینکه من از فلان قوم ایرانی هستم پس بر دیگران برتری دارم! و شروع کنم به نبش قبر و چند تا اسم از منطقه خودم پیدا کنم که آدمای خوبی بودن و فلان دانشمند شدن و بهمان ورزشکار شدن و بیام واسه خطّه خودم یک شعار بی مسمّا انتخاب کنم و ورودی شهرم رو مزین به اون شعار کنم که :

به شهر فلان، شهر چی چی های برتر خوش آمدید!

.

و شاید به همین دلیله که یه شب بیدارخوابی به سرم میزنه و پست "شاید 2000 سال بعد" رو می نویسم و همچنان اعتقاد دارم:

..اگه چیزی به اسم نژاد و قومیت نباشه و تعریف مرز از روی زمین برداشته بشه قطعاً این همه کشتار و خونریزی نخواهیم داشت

و همچنین معتقدم که روزی خواهد رسید که تعریف مرز و قوم و قبیله برای همیشه از این کره خاکی برچیده خواهد شد

هرچند بعید میدونم به عُمر فرزندان و نوه هامون بتونیم اون روز رو ببینیم. حالا حالاها باید خون و خونریزی انجام بشه بابت هیچ!

..

.

فکر میکنم از بحث اصلی دور شدم. خدمتتون عارضم که:

.

اطراف مشهد، منطقه ای هست که مردمانش تعصّب شدیدی به قومیت خودشون دارن. تا حدی که حتی به خواستگار غیر از اون منطقه هم جواب نمیدن (چه مثبت چه منفی!)

یه بار یه بدبخت مادر مردۀ بخت برگشته در جادۀ اون منطقه یه تصادف کوچیک کرد. تا به خودش اومد، دید 300 نفر با داس و تبر و بیل و سیمینُف(!) و ... ریختن سرش!

.

اون تصادف هیچ جراحتی ایجاد نکرد. اما انتقام اهالی اون منطقه (که چرا به ماشین همولایتی ما زدی!) شیر والده گرامی رو به طور کامل از دماغش درآورد و ایمان دارم که بستری چند شب این بیچاره در آی سی یو هم باعث بخشیده شدن تمام گناهانش شد.

..

.

یکی از دوستان تعریف میکرد که سالها قبل برای خواستگاری از همسرش همراه با خانواده رفته بود به شهر(...) که وسط مجلس خواستگاری، از رفت و آمدها و استرس میزبان احساس کرد وضعیت خاصی به وجود اومده.

بیرون از پنجره رو نگاه کرده دیده چندین موتور سوار با زنجیر و قمه(!) ایستادن که ما نمیذاریم یه نفر از شهر (...) بیاد و از شهر ما دختر بگیره! میگفت خدا رو شکر عموی عروس خانوم از معتمدین و ریش سفیدان اون شهر بود که غائله ختم به خیر شد.

.

فکر میکنم بد نباشه هرازگاهی برای مظلومیت هیتلر اشک بریزیم و بگیم:

هیتلر جان. آسوده بخواب که ما بیداریم !

.

چند سال قبل داشتم با مالک کارخونه ای که اهل همون منطقه بود صحبت می کردم.

مضمون مکالمه ما چنین بود:

.

اون: آقای یگانه! برای دخترم خواستگار اومده.

من: مبارکه حاج آقا. می شناسینش؟

.

اون: بله. خونواده شونو کامل می شناسیم. پدر داماد سالها همکار خودمون بوده. رفت و آمد خونوادگی داریم. وضعشون هم خیلی خوبه. زمین فلان جا مال اوناست (این زمین در اون موقع یعنی حدود 12 سال قبل چیزی نزدیک 2 میلیارد تومن قیمت داشت!) فلان کارخونه هم مال بابای پسره ست. خود پسره هم 6 واحد آپارتمان داره در بهترین منطقه شهر. آدمای خیلی مومن و درستی هم هستن و ...

من: نظر دخترتون چیه حاج آقا؟

.

اون: اتفاقاً خیلی همو میخوان.

من: حاج آقا. خب چرا دودل هستین؟ باور کنین من حاضرم با این چیزایی که گفتین زنش بشم! الان مشکل چیه؟

.

اون: نه ... آخه میدونین... چیزه... یعنی .... یعنی واقعا خوبن ها... ولی چیزه.... اهل ... (منطقه جغرافیایی قبیله حاج آقا) نیستن!

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.