دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

زبان مادری

يكشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۶، ۰۸:۳۶ ب.ظ

هیچوقت یادگیری زبانهای خارجی اجباری دوران تحصیل رو جدی نگرفتم و تا این لحظه که در محضر شما هستم آنچه که انگلیسی بلدم (در همون حد I am a Book) نه به درد دنیام خورده و نه آخرتم. کاش حداقل عربی رو قوی تر می خوندم تا شاید به درد آخرتم بخوره :)

البته نمراتم در این درسها نسبتاً خوب، یا بهتر بگم بر اساس زمانی که برای یادگیریشون صرف کردم (چیزی نزدیک به هیچ!) خیلی هم از سرم زیاد بوده. حتی یه بار زبان تخصصی رو تو دانشگاه 20 گرفتم که بعد از گذشت بیش از 22 سال از اون امتحان، هنوز هم منتظرم تا شاید روزی یک کلمه ش به دردم بخوره!

اما افسوس که حتی یک کلمه ش هم یادم نمونده.

*********************************

سالها پیش و در دوران جوونی، برای مدتی فروشندۀ یک فروشگاه بودم که بسیاری از مشتریان اونجا رو خلبانان و پرسنل پرواز اهل روسیه تشکیل می داد.

این داستان مربوط به زمانیه که توپولوف ها به همراه راننده و کمک راننده (ببخشید خلبان و کروی پرواز) روسی توسط بعضی ایرلاین های ایرانی اجاره میشد. خلبانان مذکور هم در یک منزل بزرگ در اون محله ساکن بودن که توسط یک ایرلاین تازه تاسیس به عنوان خوابگاه خلبانان روس تهیه شده بود.

اوایل کار به انگلیسی شکسته بسته با اونها ارتباط میگرفتم. کمی بعد یه خود آموز زبان روسی گیر آوردم و هر وقت بیکار میشدم چند تا کلمه روسی رو حفظ میکردم که نتیجه ش شگفت انگیز بود!

وقتی به زبان مادریشون حرف میزدم چشماشون برق میزد و به طرز باورنکردنی در میزان خریدشون هم تاثیرگذار بود. حتی چندتاشون هم گیر داده بودن که هروقت اومدی روسیه مهمون ما باش و از این خزعبلات (انگار روسیه همین کوچه بغله!)

مدت زیادی لازم نبود تا این مزیت رقابتی باعث بشه که فروشگاههای رقیب، دیگه رنگ این مهمانان عزیز رو نبینن.

*********************************

قبل از سفر ارمنستان (شهریور پارسال) در طول پرواز، کمی با زبان ارمنی آشنا شدم و تونستم چند جمله اصلی و بدردبخور حفظ کنم. البته خیلی از کلمات مورد استفاده رو هم نوشتم و بعضی ها رو هم در موبایلم وارد کردم (در یکی از پست ها گفتم که تقلّب کردن کلمات از موبایل نزدیک بود چه بلایی سرم بیاره!)

هتل محل اقامتمون یک هتل بزرگ بین المللی در شهر ایروان بود که مسافران زیادی از کشورهای مختلف اومده بودن و اکثراً به انگلیسی حرف میزدن.

روز اول وقتی که داشتم از هتل میرفتم بیرون، یه احوالپرسی دوستانه به زبان ارمنی با خانم محترم مسئول پذیرش انجام دادم.

اگه بدونین چیکار کرد! (بخدا کار خاصی نکرد! فکر بد نکنین. اتفاقاً دختر بسیار با تقوا و موجهی بود)

برق نگاه و ذوق وحشتناکی که از خودش نشون داد جوری بود که احساس کردم الان می پره و منو یه ماچ آبدار میکنه! این خانوم محترم تا آخرین روزی که اونجا بودیم به مدد همین چند کلمه، محبت ویژه ای به حقیر داشت. حتی یک بار از منزلشون کلوچه دستپخت مادرش رو برام آورد (که بسیار هم بدمزه بود!)

پ.ن این قسمت) احسان جان. منتظر متلکهای آبدارت هستم داداش :))

*********************************

چند سال پیش در نمایشگاه شانگهای چین که تمام مذاکرات به زبان انگلیسی انجام میشه، جوانی بیست و چند ساله فقط به مدد آشنایی اولیه به زبان چینی و ارتباطی که با مالک یکی از کارخونه های اونجا گرفت (تا دیروزش همدیگه رو ندیده بودن) باعث شد که هم اکنون به عنوان مدیر بازاریابی و فروش بخش خاورمیانه(!) اون شرکت مشغول به کار باشه.

جالب (و شاید هم دردناک!) اینکه طی دو جلسه ای که با این بزرگوار داشتیم دیدیم که ایشون تفاوت بین علم فروش و خربزه رو هم نمی دونه! (چیزی مثل خود من)

همکار بنده (که در اون جلسه حضور داشت) هنوز هم آتیشش خاموش نشده! بقول خودش میگه همه جام می سوزه که این پسره بیسواد بیاد چنین پست و مقامی رو داشته باشه و حقوق نجومی به دلار بگیره!

پ. ن این قسمت) قبلا گفتم و بازهم عرض میکنم که حقیر فقط در برندهای ایرانی کار میکنم. این جلسات هم صرفاً مشاوره برای یکی از دوستان بود.

*********************************

در یک سازمان خصوصی به چشم خودم دیدم که آشنایی شخص مدیرعامل به زبان عربی (چون مادرشون عرب زبان بودن) چه اثر مثبتی در روند عقد قرارداد با کشور کویت داشت. چرا که مدیرعامل هیچیک از تولید کنندگان رقیب در اون حوزه، علیرغم اینکه آفرهای بهتری هم در آستین داشتن اما قادر به تکلم این زبان نبودن. به همین سادگی

*********************************

مجموع عرایضم اینه که با اهل هر کشور اگه بتونیم در حد چند جمله به زبان مادریش حرف بزنیم (مخصوصاً در جایی که همه انگلیسی بلدن) نتیجه خیلی مثبتی رو خواهیم دید.

چندی قبل به یکی از نوجوون های فامیل که برخلاف تصورم، دنبال کسب یک مهارت جدید (بجز بازی با گوشی موبایل و کامپیوتر) بود گفتم روزی یک ساعت زمان بذار و زبانی متفاوت از عرف رایج در جامعه یاد بگیر.

گفت یعنی چی؟ گفتم جایی که همه رفتن دنبال انگلیسی و این زبون رو بلدن، تو برو روسی، چینی، ژاپنی، کره ای، عربی، سواحل آفریقایی، قبایل کومور و بطورکلی هر زبونی که متفاوت از روال عادیه یاد بگیر.

در یکی از نوشته های استاد عزیز مهندس فرهاد کاشانی به این نکته اشاره شده بود که یادگیری زبان چینی در دنیای امروز، اثر بخشی بسیار بالاتری نسبت به زبانهای دیگه داره (البته انگلیسی رو استثناء میگیریم) و سالها بعد متوجه خواهیم شد که افراد مسلط به این زبان تا چه حد نسبت به دیگران جلوتر هستن.

پ.ن این قسمت) گویا جناب مهندس کاشانی برای همیشه به امریکا مهاجرت کردن و با بستن سایت شخصی شون، دیگران رو از نعمت تجربه های گرانقدر خودشون بی نصیب گذاشتن. بنابراین دسترسی به اصل این نوشته برام امکان پذیر نبود.

*********************************

نکته خیلی مهمی که بهش معتقدم اینه که به جای یادگرفتن مثلاً 10 جمله از یک زبان خارجی، بهتر اینه که 5 جمله یاد بگیریم اما با تلفظ صحیح. مهم تعداد کلمات و جملات نیست بلکه میزان ارتباطیه که با تلفظ درست با مخاطبمون برقرار میکنیم.

امروز به دلیل احساس نیاز، تصمیم گرفتم که شروع کنم به مطالعه زبان تایلندی! (گیر ندین به علتش که نمیگم)

چند جمله که خوندم به غلط کردن افتادم. خداییش هیچ چیزش به آدمیزاد نمی خوره. میزان صرف انرژی و زور زدن در بین ادای کلمات، بسیار مهمه. دیدم نه کار من نیست.

غلط کردن رو واسه همین روزا گذاشتن

۹۶/۰۱/۲۰
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.