دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

حمایت غیر شعاری

يكشنبه, ۱۳ فروردين ۱۳۹۶، ۱۲:۲۷ ق.ظ

مدتی بود که تصمیم داشتم ماهی ها رو عوض کنم و برم سراغ نژاد گلدفیش. امروز فرصتی شد تا برم به مرکز آکواریوم و ماهی فروشی.

قصدم خرید چندتا گلدفیش ردکپ، کله شیری، کالیکو و مرواریدی بود که چشمم خورد به یک وان پر از ماهی قرمزهای سفره هفت سین که می خواستن بار وانت کنن و برشون گردونن به استخرهای پرورش ماهی.

موجوداتی که سالهاست جاشون کنار سفره هفت سین خونۀ ما خالیه.

اشتباه نشه. تبلیغات و سرصداهای چند سال اخیر که آی نخرین و ماهی قرمز مال ما ایرانی ها نیست و مال چینی هاست و از این قبیل موج سواری ها در این موضوع دخیل نبوده. بلکه درحقیقت از بچگی هیچ علاقه ای به این موجود نداشتم و نگاهش نمی کردم. (برای سفره هفت سین معمولا از ماهی فایتر استفاده می کنم)

با دیدن این همه ماهی قرمز بدبخت، نمی دونم چرا یه لحظه تصمیمم عوض شد.

شاید دلم برای این حیوونا سوخت.

شاید هم خواستم تنوعی ایجاد کنم.

نمی دونم

خلاصه اینکه تصمیمی انقلابی گرفتم!

با خودم گفتم بیام برای اولین بار از این ماهیها تو آکواریومم بریزم!

اگه تا نیم ساعت قبل کسی بهم این پیشنهاد رو می داد که بیا بعد از 30 سال آکواریوم داری و تجربه همراهی با ــ تقریباً ــ تمامی نژادهای ماهی آب شیرین موجود در کشور، این بار ماهی قرمز ایرانی تو آکواریومت بریز، قطعاً حرفش رو جدی نمی گرفتم.

چقدر ما آدمها زود تغییر می کنیم و خیلی از تصمیم هامون آنی و لحظه ایه.

بگذریم

بهرحال برای اون ماهی ها هم خیلی بهتر می شد. از خدا هم بخوان به جای اینکه برشون گردونن تو استخرهای کثیف و با نون خشک و کود گاو تغذیه شون کنن، بیارمشون تو یک هتل چند ستاره!(یعنی آکواریوم توی تصویر) تا با بهترین امکانات و غذاها ازشون پذیرایی بشه.

10 تا خریدم. دونه ای پونصد تومن!

تا چند دقیقه قبل فقط یکی از گلدفیش هایی که قصد داشتم بخرم 12هزار تومن بود!

(نمی دونم آیا این حرکت رو میشه مصداق بارزی از اقتصادمقاومتی بدونیم یا نه)

اومدم خونه و مثل همیشه تمام زندگی رو به هم ریختم و آکواریومو شستم و ماهی های قبلی رو دادم به یکی از دوستان (از جمله یک گربه ماهی که وقتی خریدمش 2 سانت بود، اما امروز به جرگۀ شترماهیان پیوسته با قدی در حدود 20 سانت!)

دستاورد امروزم این عکسها بود.

فکر نمی کنم آکواریوم بدی شده باشه.تا نظر دوستان چی باشه.

این یکی عکس رو از فاصله دورتر گرفتم تا کل آکواریوم دیده بشه. البته به دلیل اینکه به معنای واقعی گند زدم به کل زندگی، ترجیح دادم برای حفظ آبرو و اعتبار و شرف و حیثیت خودم، چراغای خونه رو خاموش کنم و عکس بگیرم! :)

************************************

قطعاً می دونین که ماهی قرمزها رو نباید در رودخونه ها و دریاچه های پشت سد رها کنین. چون فاتحۀ اکوسیستم اونجا رو می خونن.

البته شنیدم که این مشکل، در کشورهایی مثل چین و تایلند هم داره نگران کننده میشه. البته نه با ماهی های بی آزاری مثل ماهی قرمز ایرانی! بلکه نژادهای نامرد(!) فلاور رو رها میکنن تو رودخونه ها. این ماهی به بابای خودش هم رحم نمیکنه چه برسه به ماهی های دیگه (یکیشو تو عکس پایین می بینین)

درمجموع اهل شعار دادن به سبک دست اندرکاران جنبش و موج های مختلف حمایت از ماهی قرمزها(!) نیستم که این روزها داد و قالی راه انداختن که انگار همه مشکلات مملکت حل شده و فقط مونده که این ماهی قرمزها ازشون حمایت بشه که شاید در آینده بخوان برن دانشگاه و نهنگ بشن! ول کنین بابا. روزانه میلیاردها ماهی در طبیعت توسط عوامل مختلف محیطی از بین میره. حالا چند میلیون هم توسط ما ایرانیها روش!! (جدی نگیرین)

ولی اگه خیلی دلتون براشون می سوزه به جای شعار دادن اونهم به مدت یکی دو روز در سال و دعوت از دیگران برای رهاسازی در استخرها و برکه ها، چندتاشونو بگیرین و در درازمدت ازشون نگهداری کنین. والا بخدا

************************************

از قضیه حامیان شعاری حیوانات که بگذریم، شاید بشه گفت که این حرکت می تونه راهی باشه برای حمایت غیرشعاری از این موجودات مظلوم! و مطمئن باشین اگه خوب ازشون مراقب بشه تا 10 سال هم تو آکواریوم عمر می کنن.

ماهی ها برخلاف ظاهرشون، حیوانات باهوشی هستن که شامل این ماهی قرمزهای ایرانی هم میشه و حتی بعد از مدتی صاحبشون رو هم می شناسن.

نژاد اینها هم مثل گلدفیش های اجنبی از خانواده کپوره که از باب اطلاع عرض میکنم در حوزه ماهیگیری، صید تروفه (ماهی بزرگ و مسن) کپور یکی از هنرهای ماهیگیران حرفه ایه. چون خیلی باهوشه.

************************************

ضمناً طی عمر بی حاصلم، ماهی های زیادی رو بزرگ کرده و تحویل جامعه علمی و فرهنگی و هنری  آبزیان دادم!

این تصویر متعلق به یکیشونه که چند سال قبل تو این هتل چند ستاره در خدمتشون بودم. یک فروند فلاورباکس کاملاً دستی که دوران خوبی باهم داشتیم. از تایلند اومده بود و هیچوقت نتونست فارسی حرف بزنه!! یادش بخیر

البته این ماهی به رحمت خدا رفت :(

تصاویر بعضی از ماهی های دیگه ای که درخدمتشون بودم رو اینجا می تونین ببینین.

************************************

پ.ن) دوستان و عزیزان، مخصوصاً اعضای محترم گروه ماهیگیری، خواهشاً گیر ندن! این داستانش با ماهیگیری فرق میکنه :)  به قول معروف هر چیزی به جای خودش.

خدمت دوستانی هم که در جریان نیستن عرض کنم که حقیر از علاقمندان ماهیگیری ورزشی یعنی بگیر و رها کن بوده و هرگز لب به گوشت ماهی نمیزنم که یکی از مهمترین دلایلش هم اینه که ماهی یک حیوان گوشتخواره.

۹۶/۰۱/۱۳
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.