دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

در پاسخ به رفتار عجیب یاسر هاشمی رفسنجانی

چهارشنبه, ۱۳ بهمن ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ

یاسر عزیز! به عنوان کسی که نه تو رو میشناسه و نه عاشق سینه چاک مرحوم پدرت بوده، میخوام چند خطی برات بنویسم.

کاری به این ندارم که آیا شایستگی دست یافتن به این پست و مقام هایی که بهشون رسیدی رو داشتی یا نه

چون بهرحال در یک جامعه ایده آل که بر اساس صلاحیت افراد اداره بشه زندگی نمی کنیم.

.

اما صرفاً به حرمت اینکه برچسب  مدیر بهت الصاق شده و دانش آموخته MBA هم هستی (که البته این هم چیزی نه به ارزشهات اضافه میکنه و نه کم)  اینها رو برات می نویسم.

بهرحال واقعیت اینه که در جامعۀ مدیران، معمولاً یک مدیر کاربلد و ماهر رو نه در زمانهای عادی، بلکه بر اساس نوع تصمیم گیریهاش در زمانهای خاص و بحرانی می شناسن و محکش میزنن.

وگرنه در حالتهای عادی و شرایط ایده آل، کت شلوار پوشیدن و دستور دادن به پرسنل از عهدۀ هر کسی ــ مخصوصاً کُلفَت مش باقر ــ هم برمیاد!

.

.

یادمه سالها پیش ــ اوایل دوران جنگ ــ توی کوچه مون، پسربچه ای بود همسن و سال خودم به اسم ناصر.

بنده خدا بقول معروف یه خورده کم داشت. نمیدونم شاید هم ما کم داشتیم و فقط اون عاقل بود.

بهرحال هنوز هم در تعریف دنیای دیوانگان موندیم. بگذریم

البته الان خبر ندارم ناصر کجاست. (شاید هم یکی از میلیاردرهای ایران باشه. نمیدونم!)

.

باری. یکی از صحنه هایی که هیچوقت یادم نمیره این بود که بچه های کوچه، اونو به خاطر اینکه کمی ساده لوح بود دست مینداختن و یکصدا میگفتن:

تو دختری!

اونم با ناراحتی و عصبانیت میگفت:

نه من پسرم!

و برای اثبات حقانیت ادعای خودش، بلافاصله شلوارشو میکشید پایین!!

تا همه بدونن و ببینن که درست میگه.

.

حالا ناصر عزیر... ببخشید، یاسر عزیز:

یکی پیدا شده گفته چهره مرحوم پدر شما بعد از مرگ چنین بوده و چنان بوده.

تو باید در راستای اثبات حقانیت خود و دروغ اون بابا، زرتی بزنی عکس کفن پیچ مرحوم پدرت رو منتشر کنی؟!

باور کن این حرکت تو بعد از سی و چند سال منو به یاد شلوار درآوردن ناصر انداخت!

ببخشید ها.

ولی از شما ــ نه به عنوان پسر مرحوم رفسنجانی ــ  بلکه به عنوان یک مدیر کاربلد، این نوع تصمیم گیری شتاب زده و بدون فکر، کاملاً بعید بود.

جنازه حرمت داره یاسر جان. مخصوصاً برای شما که داغدار درجه اول هم هستی و خدای نکرده اون مرحوم، پدرت بوده.

اصلاً چه کسی و بر اساس چه حکمی فتوا داده که صالحین و افراد خوب، بعد از مرگ، چهره شون سرخاب و سفیداب مالیده است؟!

مگه این همه شهیدی که تیکه تیکه شدن و جنازه شون شناخته نشد انسانهای بد و روسیاه در پیشگاه خداوند بودن؟

چرا راه دوری بریم؟ همین آتش نشان های عزیزی که در فاجعه پلاسکو له شدن مگه جنازه شون شناخته می شد؟

آیا اونا بد بودن و عدم شناسایی کالبد خاکی شون دلیل بر روسیاهی در پیشگاه خداوند بود؟

.

.

یاسر عزیز. قبل از پاسخ به هر سوال و حرف و سخنی، آیا بهتر نیست که نیم نگاهی به گوینده اون حرف بزنی و ببینی که آیا اون شخص ارزش این رو داره که قرار باشه جوابش رو بدی و حرمت پیکر پدرت رو زیر پا بذاری؟

حالا بذار اون آقا و امثال ایشون که فعلاً در نقش ظلبکاران ملّت ایفای نقش میکنن احساس کنن که خودشون روسفیدترین افراد در نزد خداوند هستن!

به من و تو چه ؟!

.

چند سال قبل چند شبی در بیمارستان امام رضا به عنوان همراه یک بیمار حضور داشتم.

یک شب، مریض تخت روبرو که پیرمردی روستایی بود تموم کرد.

یادمه نصفه شب بود و "جنازه جمع کن بیمارستان" اومد به قول معروف شکلات پیچش کنه.

گفت بچه هاش بیان برای کمک!

منِ هفت پشت غریبه که نه اونا رو دیده بودم و نه می شناختمشون پامو تو یه کفش کردم و اجازه ندادم که بچه هاش پدرشون رو تو اون وضعیت ببینن. ( اینکه میگم بچه هاش، منظورم دو تا مرد گنده چهل ساله با نیم متر ریش بودن نه بچه خردسال)

تازه اون جنازه هم اصلا تمیز نبود. داغون به تمام معنا بود. هرچی از خرابی وضعیتش بگم کم گفتم.

بیشتر از یکساعت به همراه جنازه جمع کن بیمارستان مشغول شکلات پیچ کردنش بودیم و بماند که چه صحنه هایی دیدم که تا آخر عُمر یادم نمیره.

اما مهم این بود که جنازه رو تر و تمیز و کفن پوش شده تحویل پسرهاش دادیم تا حرمتش حفظ بشه.

بهرحال همونطور که پدر (یا مادر) حرمت داره، جنازه شون هم همینطور.

.

اون وقت تو اومدی به همین راحتی عکس جنازه پدرت رو برای همه عالم و آدم منتشر کردی ؟

ای بابا !

کاش بین این تصمیم ناگهانی تا عملی کردنش، کمی بیشتر فکر می کردی.

یادت باشه اگه بعضی انسانها مثل گرگ یا شیر هستن و درنده خو، و جنگندگی و مقابله با اونها افتخار به همراه داره اما بعضی ها هم هستن که مثل کفتار، زورشون فقط به مُرده ها میرسه!

هرگز با کفتارها مبارزه نکن که فقط خودت رو خراب کردی !

۹۵/۱۱/۱۳
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.