دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

۱۴ دی۰۰:۴۴

در ادامه پست قبلی، امروز داشتم به یک آقای دکتر دیگه فکر میکردم که خیلی باحال تشریف دارن، البته نه به باحالی دکتر پست قبل!

تحصیلات دانشگاهیشون بر اساس شنیده ها (که البته مطمئن نیستم) فوق دیپلمه که بعدها تونسته از یکی از دکه های فروش مدرک که در جامعه ما به وفور پیدا میشه، معادل دکترای(...) رو از انگلستان(!) دریافت کنه.

هرچند با چند جمله صحبت به راحتی میشه تشخیص داد که دورترین مکانی که در تمام عمرش تجربه کرده، منطقه طرقبه می باشد!

ایشون با عنوان دکتر(...) کتابهای زیادی چاپ کردن

از آسیب شناسی سازمان ها گرفته تا صدمات زیست محیطی ناشی از ایستاده ادرار کردن نهنگ ها در اقیانوس منجمد شمالی !

احتمالاً خیلی از شما عزیزان با اسم با مسمای ایشون آشنا هستین.

این بزرگوار، یکی از منابع اصلی درآمدشون نوشتن کتاب برای افراد ثروتمند و پولدار به اسم خودشونه! (اکثراً کارخونه دارها و صاحبان صنایع)

فرض کنین رفتین خونۀ مالک ثروتمند یه کارخونه، یا یه بنگاه دار خرپول، یا یه بساز بفروش شکم گندۀ بی مغز، یا یه وارد کنندۀ اجناس بنجل از کشور دوست و برادر! و در خلال پذیرایی و صحبت، با نهایت تعجب درحالیکه چشماتون از حدقه زده بیرون، می بینین که یک جلد کتاب چاپ نفیس تالیف خودش(!) رو امضا میکنه و بهتون هدیه میده و شما هم هرچقدر که به مغزتون فشار بیارین، نمی تونین هیچ رابطه ای بین دنیای ذهنی اون حضرت آقا با محتوای کتاب پیدا کنین! و تنها عکس العملتون هم فقط می تونه این باشه:

وااااااو شما چقدر میفهمین!

(لازم به ذکره که محتوای این کتابها هم تماماً کپی پیستهای مکرر از منابع دیگه ولی با جمله بندیهایی که خواننده هیچی ازشون سردرنمیاره!)

بهرحال این هم از برکات وضعیت امروز علم و دانش کشورمونه.

تشخیص بین سره و ناسره بین علمای ما داره خیلی سخت میشه.

این حرکت، درآمدزایی بالایی برای جناب آقای دکتر قصه ما داشته که جسارتاً اندازه گیری میزان گند زدن این بزرگوار به جامعۀ علمی کشورمون رو به عهدۀ شما عزیزان میذارم.

آقای دکتر پست قبلی (آقای دکتر1) هم که به نظر میرسه به مدد تربیت گهربار والدۀ مکرمه شون در اعتماد به سقف عجیبی سیر میکنن.

امشب داشتم با یکی از همکاران که پست قبلی رو خونده بود صحبت میکردم و میگفتم قصد دارم الان در پستم اشاره ای به دکتر (...) داشته باشم.

پرسید: به نظرت با این دکترها باید چیکار کنیم؟

گفتم: اینجا رو که نمیدونم. ولی شاید اگه در مملکت داعشی ها زندگی میکردیم، یک پروژه جهاد نکاح اساسی روشون پیاده میکردن!

**********************************

پ.ن 1) در مشاغلی که اشاره شد، قطعاً افراد ارزشمندی هم وجود دارن و شامل مثال فوق نیستن (البته بجز مورد آخر یعنی واردکننده اجناس بنجل از چین)

پ.ن 2) تا دو سه ساعت دیگه عازم ماموریت هستم. اگه پاسخ کامنتها داده نشد حمل بر بی ادبی حقیر نشه لطفاً. اگه زنده بودم آخر هفته برمیگردم و پاسخ میدم.

سعید یگانه | ۱۴ دی ۹۵ ، ۰۰:۴۴

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.