دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

نامه به فرزندانم (2)

سه شنبه, ۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۱:۱۳ ق.ظ

میدونین بچه ها.

بعضی حرفها رو نمیشه رودررو گفت.

بعضیها رو هم نمیشه در هر سن و سالی بازگو کرد.

اما فکر میکنم الان به سنی رسیدین که بشه یکسری موارد رو بی پرده تر براتون بنویسم.

.

صدرا جان:

یادته دوران دبستان، وقتی که معلمتون از احکام اسلامی گفت و از سگ و خوک به عنوان دو حیوون نجس اسم برد (با اینکه اینها رو میدونستی) اما کلی سوال پیچم کردی که چرا باید سگ به این خوبی و باوفایی نجس باشه؟!

 من هم جوابی نداشتم که تو رو (که درحیوون دوستی همیشه معروف بودی) قانع کنم و فقط گفتم احکام باید رعایت بشه همین.

ولی تونستم مسیر ذهنت رو کامل تر کنم و بهت گفتم:

پسرم نه تنها ازسگ و خوک، بلکه از مدفوع سگ و خوک هم نجس تر، موجودی هست.

ولی بعداً بهت میگم!

.

 اون موقع در سن و سالی نبودی که بشه یکسری چیزها رو بهت گفت اما الان میشه.

نمیدونم این مطلبی که میخوام بهت بگم اونجا هم به دردت میخوره یا نه. ولی اعتقاد دارم مرزهای بین کشورها زاییده تفکرات (و شاید هم توهمّات) ما انسانهاست و آدم بودن و آدمیت و اخلاق حد و مرزی نمیشناسه و درهمه جای دنیا یکسانه. هرچند ممکنه مصداقهاش متفاوت باشه.

.

همه ما دارای حقوقی هستیم و به عبارت دیگه حقهایی داریم که آشنایی با اونها کار سختی نیست و درطول زندگی به راحتی میشه با اونها آشنا شد.

البته کاری به این ندارم که حقوقمون رعایت میشه یا نه که بحثش خیلی مفصلّه و فعلا موضوع صحبتم نیست.

اما همونطورکه بارها بهتون گفتم ما همونطوری که درباره بسیاری از امور حق داریم، در بسیاری از موارد نیز حق نداریم !

یکی از مهمترین و پایه ای ترین تلاشهای زندگیم درراستای هدایت نگرش و تفکر شما این بوده که برخلاف اکثر والدین ایرانی که فرزندانشون رو با تعالیم ایرانیزه و آگاهی دادن مبنی بر آشنایی با حقوقشون، تبدیل به طلبکارانی از عالم و آدم می کنن، ولی من طی این سالها سعی کردم شما رو با حقهایی که ندارین آشنا کنم.

.

بازهم همون مثالهای تکراری که بارها از پدر شنیدین:

حق نداریم به بهانه کمی لذت بیشتر بابت شتاب ناشی از فرو رفتن در صندلی خودرو، از روی یک انسان دیگه رد بشیم!

حق نداریم به بهانه اینکه فلان موسیقی رو دوست داریم با بلند کردن صدای اون باعث فیض بردن اجباری دیگران هم از اون موسیقی بشیم!

به همون سادگی که تا زمانی که جراح نشدیم حق جراحی دیگران رو نداریم، تا زمانی که قاضی نشدیم و بر مسند قضاوت تکیه نداده ایم حق قضاوت دیگران رو هم نداریم.

حق داریم کسی رو که بهمون سیلی ناحق زده، همون سیلی رو بهش برگردونیم (که حتماً هم الزامی به این کار نیست و به جاش می تونیم گذشت و بخشش رو تمرین کنیم) اما دیگه حق نداریم بابت یک سیلی، چاقو تو شکمش فرو کنیم!

هرگز حق مالکیت بر روی یک انسان دیگه نداریم. مثلا به این دلیل که به خواستگاری من جواب منفی داده روش اسید بریزیم!

و ...

.

تمام این مثالها رو بارها از من شنیدین و تکرارشون کردم تا امروز به حرف اصلیم برسم:

.

حق نداریم به بهانه لذتهای زودگذر با آینده و زندگی یک انسان بازی کنیم.

 پلیدترو نجس تر از مدفوع سگ و خوک، پسریست که به دلیل یک لذت، با آینده و زندگی یک دختر معصوم بازی کنه. (البته عکسش هم میتونه صادق باشه ولی نه به پررنگی مورد اول)

.

با اینکه مثل چشمهام به هردوی شما اطمینان دارم اما خوشحالم که تونستم قبل از مُردنم این موضوع رو بهتون بگم و بارم رو سبکتر کنم.

هدف ما از خلقت هر تعریفی که داشته باشه، مهمترینش آدم بودن ماست.

برای آدم بودن نیاز به شکستن شاخ غول نیست. فقط کافیه:

چیزی که برای خود می پسندیم برای دیگران هم بپسندیم و بالعکس.

.

پ.ن) مجموعه مطالب "نامه به فرزندانم" صرفاً اعتقادات شخصی و تجربیات اینجانب در هدایت تفکر و نگرش دو پسرم به زندگی و پیرامونشان بوده و هیچ اصراری بر درستی و صحّت علمی مطالب ندارم.

همچنان ادامه دارد

۹۵/۰۹/۰۹
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.