دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

نامه به فرزندانم (1)

يكشنبه, ۷ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۱۳ ق.ظ

فرزندان عزیزم

یکی از خصلتهای ما انسانها که به نظر میرسه جزئی لاینفک از زندگیمون شده، حسرت گذشته هاست.

اینکه بقول معروف ای کاش زندگی دنده عقبی داشت و بعضی اشتباهات رو انجام نمیدادیم.

البته پدرتون هم از این قاعده مستثنی نیست.

من هم اشتباهاتی کردم که بعضی وقتها در خلوت خودم میگم اگه برمیگشتم عقب اونها رو تکرار نمیکردم.

اما در یک مورد مطمئنم که اگه برگردم به گذشته دوباره همون راه رو ادامه میدم:

هدایت دیدگاه و نگرش فرزندانم (همونی که بهش میگن تربیت فرزند!)

.

با اینکه سالها از اطرافیان، دوست و آشنا و حتی معلمهاتون متلک های زیادی شنیدم، ولی مصمم بودم به راهی که انتخاب کردم.

و امروز خوشحالم از اینکه می بینم هیچ خبری از اون حرفها نیست و اونهایی که زمانی در نقش بزرگتر(!) به من نصیحت میکردن برای تربیت شما، امروز دچار فراموشی مصلحتی شدن!

.

وای که اگه ذره ای از پیشگوییهای اون افراد درست در از آب می اومد، تا الان گوش فلک کر شده بود از "دیدی من گفتم" ها !

که چقدر متنفرم از این واژه متعفن.

واژۀ منحوسی که در زمان اشتباهاتتون با اینکه حتی قبلش هم بهتون تذکر داده بودم ولی هرگز از زبون پدرتون نشنیدین.

.

ولی خب حالا که پیشگوییهاشون درست درنیومده، ترجیح دادن که فراموشکار مصلحتی بشن و تجربه نشون داده که این "فراموشی مصلحتی" هم جزئی از زندگی انسانهاست.

بهرحال حرجی بر اونها نیست.

این خصلت آدمهاست.

مخصوصاً آدم بزرگ ها.

.

راستی بچه ها. میدونین آدم بزرگ یعنی چی؟

درواقع این واژه ایه که ماها برای خودمون درست کردیم برای اینکه جلوی بچه هامون کمی احساس برتری کنیم و بگیم که خییییییلی بلدیم!

ولی واقعیتش اینه که فقط هیکلمون بزرگ شده! زیاد جدیمون نگیرین.

 همون رقابتهای عالم کودکی بر سر مالکیت توپ و اسباب بازی هنوز هم بین ما هست.

فقط مصداقهاش فرق کرده.

از جنگ بین ملتها بگیرین تا چشم همچشمی توی فامیل!

.

البته از یک دیدگاه هم میشه دید که بزرگتری امروز با بزرگتری دیروز خیلی فرق کرده ها.

مثلاً قدیما رابطه ای بود بین انسانها به عنوان مرید و مراد که بر اساس اون، پیری دنیا دیده به عنوان شیخ، مریدانی داشت و تمام حرکاتش برای اونها الگو بود و توشه راه.

امروز دیگه خبری از اون ارتباطها نیست و تبدیل شده به جامه (خشتک) دریدن مریدان از سخنان شیخ!

چقدر هم جوکهای زیبایی در این رابطه ساختن. ولی واقعیت همینه

.

نمیخوام بگم که دیروز خوب بود و امروز بده و ایکاش اون رابطه ها هنوزهم وجود داشت. ابداً

این حرفها و حسرتها که دیروز چقدر خوب بود و امروز چقدر بد شده، در واقع حکایت همون آفتابه معروفیه که ما بزرگترا برداشتیم و آب میریزم جایی که میسوزه(!) و نمیخواهیم بپذیریم که دنیا فرق کرده.

.

اصولا ما قدیمیا دوست داریم که دنیا فرق نکنه و همه ش نگیم یادش بخیر!

البته شاید هم دوست داریم بگیم یادش بخیر و چه بسا که نیازی رو با این عبارت ارضا میکنیم.

نمیدونم. اصلا بی خیال!

ولی اینکه دوست نداریم دنیا تغییر کنه هم شاید به این دلیله که تغییرات دنیای جدید رو نمیفهمیم.

ولی بهرحال دلیلش هرچی هست، شما توجه نکنین.

.

چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم دنیا درحال گذر و پیشرفته.

اینکه این پیشرفتها خوبه یا بد هم اصلا مهم نیست. چون بدون توجه به نظر ما قدیمیها راه خودش رو طی میکنه.

مثل قطاری که درحال رد شدنه.

حالا اگه صد نفر هم بگن که ما قبول نداریم و نباید رد بشه و بخوان جلوشو بگیرن فقط خودشون له میشن.

.

طی قرنهای متمادی، نسلهای قبلی و اجداد ما معمولاً حرفهای خوبی داشتن که به درد نسل بعدی بخوره.

اما  الان فاصله نسل شما از ما اونقدر به سرعت طی شده که با اطمینان میگم:

صحبتها و نصیحتهای ما به هیچ درد شما نمیخوره.

.

پ.ن) مجموعه مطالب "نامه به فرزندانم" صرفاً اعتقادات شخصی و تجربیات اینجانب در هدایت تفکر و نگرش دو پسرم به زندگی و پیرامونشان بوده و هیچ اصراری بر درستی و صحّت علمی مطالب ندارم.

ادامه دارد

۹۵/۰۹/۰۷
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.