بـه همیـن سـادگـی

دانـش آمـوز شـمـاره ۱۳

بـه همیـن سـادگـی

دانـش آمـوز شـمـاره ۱۳

بـه همیـن سـادگـی

شعورم در حـدّ همین نوشـته هاست. کم و زیادش رو به بزرگی خودتون ببخشین. ممنون

نویسندگان

علائم پیری

سه شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۵، ۱۱:۴۵ ب.ظ

قبلاً فکر میکردم که علامت اصلی پیری آدما، فقط موی سفید و چروک صورت و ضعف جسمانی و اینجور چیزاست.

اما امروز میفهمم که نه. چیزای دیگه ای هم هستن که به اندازه اونها اهمیت دارن.

از معروفترین خاطرات بابابزرگ مرحومم این بود که زمان رضاشاه یک گوسفند خرید به دوزار! (یعنی دو ریال)

هر زمان که خدابیامرز مثل خیلی از همسن و سالاش میخواست به وضعیت اقتصادی مملکت و زمین و زمان فحش بده این مثالو میزد. 

و منم همیشه با چشمای گشاد نگاهش میکردم و با خودم می گفتم که چطور ممکنه قیمت یک گوسفند دو قرون باشه؟!

.

مدتی قبل داشتیم با یکی از همکلاسی های قدیم، از خاطرات گذشته می گفتیم.

مسابقه قیمت کالاها در زمان بچگیمون بود.

مثلا یادمه بستنی لیوانی میخریدم یک تومن.

دو تومن میدادیم 4 تا آدامس خروس نشان میگرفتیم.

بابام یه دوچرخه برام خرید به هشتصد و سی تومن.

یه مدل اسمارتیز خارجی اومده بود سه تومن. بزرگش هم بود پنج تومن.

یادمه با پدر و مادر و برادرام رفتیم چلوکبابی. صندوقدار موقع حساب کردن گفت نود و هشت تومن.

از همه جالبتر، بلیت پرواز تهران به مشهد بود چهارصد و یک تومن!

(و من همیشه به اون یک تومنش فکر میکردم که این چه جور سیستم قیمت گذاریه)

و ....

.

داشتیم این خاطرات رو تعریف میکردیم که ناگهان متوجه نگاههای تعجب آمیز پسر دوستم شدم.

نگاهش یه جورایی آشنا بود.

مثل همون نگاه من به پدربزرگم !

.

احساس عجیبی بهم دست داد.

:-)

۹۵/۰۸/۱۸
سعید یگانه