دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

کت مشکی یا سفید؟ مسئله این است

جمعه, ۱۴ آبان ۱۳۹۵، ۱۰:۱۷ ق.ظ

رسیدیم تهران و رفتیم خونۀ یکی از اقوام همسرم که بانویی مسن و بسیار مهربون هستن و دارای موهایی بلند و صاف و یکدست سفید مثل برف. (البته بهتره به جای فعل هستن بگم بودن چرا که چندماه پیش به رحمت خدا رفت)

بنده خدا تا منو دید بغلم کرد و کلی ابراز محبت نثارم نمود. هرچند از نظر مذهبی و از دیدگاه متشرّعین، محرم نبودیم ولی بهرحال من حکم نوۀ ایشون رو داشتم و به نظر میرسه اینجور مواقع میشه از یکسری بند و تبصره استفاده کرد برای نرفتن به جهنم!

خلاصه همسر رو گذاشتم اونجا و رفتم به سمت شرکت (...) که سری به همکاران سابقم بزنم. تا در رو بازکردم مثل اسب ریختن روم و ماچ  بوسه و این چیزا که ناگهان ...

آقای مدیربارزگانی(که شخصیت بسیار طنزی هم داره) دستشو آورد جلو و یک تار موی بلند 40 سانتی و سفید از روی کتم برداشت و گفت:

سعید. این چیه؟ آخه چرا پیرزن؟ بمیرم برات!

دیگران هم شروع کردن به دست گرفتن:

نچ نچ نچ نچ! داشتیم آقا سعید؟!

سعید. آخه چرا؟ تو هنوز جوونی!

و انواع خزعبلات دیگه. جالب ترشون هم اون جمله مدیر بازرگانی بود که گفت:

سعیدجان! اگه پول میخواستی به خودم میگفتی داداش! بمیرم که مجبور شدی بری با پیرزنا ....!

نمیدونم اگه این خزعبلات گویی فی البداهه رو از ملّت ما بگیرن، چه دلخوشی دیگه ای دارن؟!

در راه برگشت داشتم با خودم فکر میکردم:

اگه یه کت سفید تنم بود و یک تار موی بلند مشکی توسط همسرم روش پیدا میشد اینقدر خراب نمیشدم که کت مشکی تنم بود و تار موی سفید روش!

۹۵/۰۸/۱۴
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.