دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

نجواها و نعره ها

جمعه, ۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۱۱ ب.ظ

به نظر میرسه میل شدید به دیده شدن و توجه دیگران یکی از نیازهای فرزندان حضرت آدم باشه. نیازی به قدمت طول تاریخ بشریت.

 شاید حوزه personal Branding (برندسازی شخصی) هم ریشه در همین موضوع داشته باشه.

(البته قصد ندارم بحث تخصصی در این رابطه داشته باشم)

.

شکی نیست که در دوران گذشته (دور یا نزدیک) برای دستیابی به دیده یا شنیده شدن و درنهایت مورد توجه واقع گردیدن زحمت زیادی مورد نیاز نبود.

فقط اندکی زمزمه و نجوا کفایت می کرد.

اما امروز باید انواع و اقسام فریاد و نعره ها سر داد به این امید که شاید ذره ای دیده یا شنیده شد.

مثلاً در زمان قدیم، برای اینکه خوانندۀ محبوبی بشیم فقط کمی صدای خوب و اندکی سواد موسیقی لازم بود. اما امروز حتی اگه بهترین کیفیت صدا و بالاترین مدرک موسیقی رو هم داشته باشیم تازه میرسیم به اول داستان!

باید نعره ها بزنیم تا شاید در بین انبوه همقطاران قهر کرده از والدۀ محترم که به قصد خوانندگی پا به میدون گذاشتن، دیده بشیم!

.

بسیاری از پزشکان و جراحان قدیمی و موسپید، صرفاً به مدد شانس تولد در دوران قدیم بوده که بر اساس کمی مهارت و چند تشخیص یا عمل جراحی موفق و بدون هیچ زحمت مضاعف (بدون هیچ داد و فریادی) تبدیل به یک برند در حوزۀ خودشون شدن.

اما کار پزشکان و جراحان تازه کار امروز علیرغم بالاتر بودن مهارت و سواد و حتی سرعت عملشون نسبت به جراح پیشکسوت برای رسیدن به اون موقعیت بسیار سخت شده.

چرا که اینجا نیاز به نعره هایی هست برای دیده و شنیده شدن. دیگه معروف شدن به این راحتی ها نیست.

.

در دنیای سینما هم همینطور

به وضوح می بینیم که بسیاری از هنرپیشه های جوون، از پیشکسوتان و سپیدمویان این حوزه بسیار قوی تر و قدرتمندتر هستن. اما شاید بدشانسی از تاریخ بد تولدشون باشه! 

.

در زندگی اجتماعی دیروز، برای الصاق برچسب دختر خوب و زن زندگی، فقط کمی حجب و حیا و آشنایی با الفبای خونه داری باعث موفقیت و حتی برند شدن یک دختر می شد.

اندکی کار و تلاش و آشنایی با اصول اولیه ای مثل در آوردن نون حلال و چشم پاکی و امثالهم کافی بود تا از یک پسر، عنوان مرد زندگی بسازه.

اما امروز، دخترها باید عربده بزنن برای دیده شدن. عربده هایی از جنس انواع و اقسام آرایشهای غلیظ و جراحی های تغییر چهره و ...

برای پسرها نیز هم. نعره هایی از جنس تلاش های طاقت فرسا همراه با داروهای هورمونی و عرق ریختن در سالنهای پرورش اندام (در راستای تبدیل شدن نی قلیون به تنه درخت چنار!) 

.

البته همه چیز به تغییر چهره و اندام ختم نمیشه. بلکه تب جدید تظاهر فرهیختگی هم از عربده های دیگریست که به مدد گسترش شبکه های اجتماعی هر روز بیشتر از دیروز دیده میشه.

(از قبیل نقد تخصصی! آثار فلان نویسنده یا شاعر گمنام در فلان جزیره دورافتاده امریکای جنوبی که در عرض مدت کوتاهی در این مملکت آنچنان شناخته و معروف میشه که همسایه های اون بابا هم اینقدر نمیشناختنش! و طوری آثارشو نقد می کنیم که گویی از دوران کودکی در آغوش این شاعر و نویسنده بزرگ شدیم!)

.

در حوزه کسب و کار هم که این داستان، اظهر من الشّمس می باشد.

چه بسیار تولیداتی که به مدد کیفیت خوب محصول یا خدمات پاسخگو، در کمترین زمان تبدیل شدن به بزرگترین برندهای حال حاضر.

اما امروز برای رسیدن به نصف اون جایگاه، حتی اگه میلیاردها هزینه کنیم بازهم هیچ تضمینی برای برند شدن وجود نداره.

دنیای امروز، دنیای نعره ها و فریادهاست.


اما از نگاه دیگه:

در جامعه ای که همۀ مردم روی پاهاشون راه میرن، راه رفتن روی دست ها قطعاً به چشم میاد و دیده میشه.

اما در جامعه ای که ملّت روی دستاشون راه میرن بدیهیست که این حرکت اصلاً به چشم نمیاد.

و یادمون باشه در دنیایی که همه درحال نعره زدن و عربده کشیدن هستن عکس العمل طبیعی مخاطب خسته در برابر نعره ها و فریادها فقط گرفتن گوشهاست نه توجه بیشتر.

.

پس شاید به جای پاره کردن حنجره، فقط اندکی تغییر لازم باشه. همین

۹۵/۰۸/۰۷
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.