دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

شیپورچی های همدم تنهایی!

شنبه, ۱۰ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۰۵ ق.ظ

دیروز ظهر میخواستم برگردم مشهد که دوستم گفت بیا بریم انبار. رفتیم. یک خونه قدیمی بزرگ رو تبدیل به انبار کرده و توش پر از وسایل و کالاهای فروشگاهش بود. یک پاسیو هم داخل اون خونه قرار داشت که پر از فنچ بود. اولین بار بود که اونجا رو می دیدم.

میگفت چندماه قبل دو جفت فنچ واسه خواهرزاده هاش خریده که اونا هم بعد از چند روز بازی(!) خسته شدن و درنهایت هم مجبور شده بیاره توی پاسیو رها کنه که تا الان حدود 50 تایی شده بودن!

اصولاً فنچ ها چندان با اصول تنظیم خانواده میانه خوبی ندارن.

گیر داد که بیا چند تا بردار ببر( انگار سر جالیز داره خربزه تعارف میکنه)

.

گفتم دیگه اون حس و حال سابق نیست. بچه ای هم که ندارم. خودمون هم از صبح تا شب سرکار هستیم و خلاصه هر بهانه ای آوردم فایده ای نداشت.

البته شاید هم به این دلیل که دوستم از گذشتۀ من به خوبی خبر داشت که هر زمان آب می دیدم شناگر ماهری بودم. تا حدی که هروقت خونه حیاط دار زندگی کردم شعبۀ دوم باغ وحش شهرمون اونجا تاسیس می شد!

ولی مدتهاست که هیچ حیوونی نگهداری نمیکنم و فقط با آکواریوم ماهیهام دلم خوشه.

.

باری. قبول کردم که چندتا جوجه بردارم.

در بین نژادهای فنچ زبرا، از سفید و قهوه ای زیاد خوشم نمیاد. بیشتر رنگ مخلوط سفید ـ خاکی دوست دارم.

4 تا جوجه تو همین مایه رنگ برداشتم. رفت یه کارتن کوچیک آورد و سوراخش کرد و انداختشون اون تو.

گفتم مرد حسابی. 8 ساعت رانندگی تو گرما دارم. تلف میشن.

رفتم یه قفس کوچیک خریدم و آوردم دیدم حضرت آقا تو این فاصله یه جفت قهوه ای هم گرفته و میگه باید اینا رو هم باهاشون ببری! خلاصه همگی رو انداختم تو قفس.

.

درمجموع تقدیر چنین رقم خورد که تنهایی برم ماموریت و با 6 موجود زندۀ دیگر، هفت نفری شاد و خوشحال برگردیم.

البته در این بین، یک موضوع مهم رو از یاد برده بودم.

اینکه فنچ ها اهل جیک جیک و آواز و این سوسول بازیا نیستن!

کلاً این پرنده همیشه درحال بوق زدنه که بعضی وقتها هم حالت شیپور زدن به خودش میگیره!

خلاصه امروز در میان این شیپورچی ها لحظات شادی رو سپری کردیم! 

.

دوتا تصویر اول متعلق به اون زن و شوهر قهوه ایه که قبل از هرکاری آوردمشون تو اتاق خودم و از جوجه ها جداشون کردم. بهرحال بدآموزی دارن واسه بچه ها!

الان هم که چراغ روشنه دارم این پست رو همزمان با سمفونی زیبای اونا می نویسم.

البته بابت عکس سمت راست از حضور همه دوستان عذرخواهی میکنم. فنچه دیگه. ببخشید. حالیش نیست دارن ازش عکس میگیرن.کلاً پرنده بی ادبیه!

عکس پایینی هم مال جوجه هاست که تا قبل از بلوغ کامل نوکشون قرمز نمیشه

۹۵/۰۷/۱۰
سعید یگانه

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.