دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

دستمزد جرّاحی

شنبه, ۳ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۳۹ ق.ظ

سالها قبل (دوران مجردی) یکی از دوستان، یک واحد بزرگ دامداری صنعتی و مکانیزه داشت شامل چند هکتار زمین و استخر و خونه ویلایی و تاسیسات و حدود 300 راس گاو شیری نژاد هولشتاین.

بعضی وقتا میرفتم اونجا سر میزدم. معمولاً پنجشنبه ها و روزهای تعطیل بیشتر. حس خوبی بهم دست می داد. یادش بخیر

همنشینی با این موجودات دوست داشتنی برام خیلی دلنشین تر از سروکله زدن با آدما بود.

.

روز اول فروردین 78 سراسیمه اومد دنبالم و رفتیم به سمت دامداری. بین راه گفت که یکی از بهترین گاوهای شیری که نژادش خالص هم بوده دچار مشکل شده.

گویا بیمار داستان ما (یعنی خانوم گاوه) لم داده روی زمین درحال نشخوار کردن بوده که یک گاو بیشعور اومده کارتیه اون حیوون رو لگد کرده (نوک پستون گاو شیری رو کارتیه میگن).

معمولا گاوهای شیری زمانیکه لم میدن پستونشون از خودشون یک متر جلوتر روی زمین وله.

.

رسیدیم. گاو رو برده بودن به محل مخصوص معاینه. کاملاً توسط میله های آهنی مهارش کرده بودن که تکون نخوره. زیر پای گاو هم چاله ای بود که به زور توش قرار گرفتیم. مثل چاله تعویض روغن.

.

روز اول عید دکتری در کار نبود. وضعیت حیوون هم اورژانسی بود. باید سریعاً کارتیه له شده برداشته میشد.

تازه فهمیدم چرا اومده دنبال من. از خون میترسید این رفیق ما

بهش گفتم برو از چاله بیرون. کمی لیدوکایین تزریق کردم. چند دقیقه بعد با تیغ مشغول برداشتن کارتیه شدم. حیوون درد میکشید ولی نمی تونست تکون بخوره. تموم که شد مقداری خاکستر پنبه گذاشتم روی محل برش تا خون بند اومد (البته تمام اینها بر اساس دستورات دامپزشکی بود که تلفنی ما رو راهنمایی کرد)

کارم تموم شده بود و می خواستم از اون چاله تعویض روغنی (ببخشید چاله جراحی) بیام بیرون که ناگهان:

دم گاو بالا رفت!!!!

تا اومدم خودمو پرت کنم بیرون که .......

فیشششششششش

یعنی آنچنان دوشی گرفتم که تا عمر دارم از یادم نمیره!

البته بقول قدیمی ها هرچی جادو جنبل پشت سرم بود باطل شد دیگه!

چون مدتی بعد بختم باز شد!

:-)))

.

پ.ن) چندماه بعد به علت پایین اومدن بازدهی شیر گاو موردنظر، که از نظر اقتصادی برای واحدهای دامپروری بسیار آسیب زننده هست، قهرمان داستان (یعنی خانوم گاوه) راهی کشتارگاه گردید.

چهار پنج سال بعد هم اون واحد دامپروری ورشکست شد و الان وجود نداره. این رو برای عزیزانی عرض کردم که چپ و راست کامنت میذارن و در راستای باز شدن بختشون آدرس دامداری موردنظر رو از من می پرسن!

:-)

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.