دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

خلوتی برای ساده نویسی

دانش آموز شماره 13

نویسندگان

تفاوت بین آموزش و یادگیری

پنجشنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۳۷ ب.ظ

آقای مسنی رو می شناسم که یک بار از خاطرات دوران تحصیلش میگفت که علیرغم عالی بودن تمام نمراتش، اما با درس زبان انگلیسی خیلی مشکل داشته بطوریکه حتی قادر نبوده الفبای انگلیسی رو بفهمه.

روزی بر اثر یک اتفاق (که این اتفاق هم برای خودش داستانی عجیبه) با خودش میگه من باید هرطور هست اینو یاد بگیرم.

رفت و کلی کاغذ خرید و شروع کرد از روی حرف A دقیقاً 1000 مرتبه رونویسی کرد تا یادش بمونه!

همینطور واسه بقیه حروف الفبا.

.

این تازه شروع کارش بوده. به طرز وحشتناکی اراده شو جمع کرد برای یادگیری زبان انگلیسی و درنهایت کار به جایی میرسه که سال بعد هر زمان که معلم زبان کلاس ششم دبیرستان نمیومده (با اینکه خودش کلاس سوم بوده) میبردنش واسه تدریس انگلیسی برای ششمی ها !

ایشون با اینکه اکنون استاد دانشگاه در یک رشته غیر مرتبط با زبان هستن اما همچنان کلاسهای زبان تخصصی انگلیسی شون بسیار شلوغ و پرباره.

امروز به وضوح می بینیم که ملت بچه هاشونو از زمان نوزادی(!) میذارن کلاس زبان تا آموزش ببینه. وقتی که تبدیل میشه به یک خرس قطبی، عملاً تنها چیزی که میتونه بگه اینه:

  ! I am a book

.

مادربزرگی داشتم که خدابیامرز سوادش درحد خواندن نوشتن ابتدایی بود (مثل الان خودم) و اون رو هم برای خوندن قرآن یاد گرفته بود. (احساس نیاز)

واسه مون عجیب بود که در خوندن نماز و قرائت قرآن کمترین اشتباه تلفظی نداشت و تمام اصوات رو کاملاً درست می گفت.

بچه های این دوره زمونه که حداقل 12 سال افتخار تلمّذ نزد انواع معلم دینی و قرآن رو دارن و آموزش میبینن وقتی بزرگ میشن اگه نمازشون رو بلد باشن اما از تلفظ صحیح اون ناتوانن. 

(میدونین که تلفظ صحیح در عربی و مخصوصاً نماز بسیار مهمه تا جایی که می تونه معنا رو بکلی عوض کنه و مخصوصاً برای ما که زبون مادریمون عربی نیست باعث شده که روزانه میلیونها فحش آبدار توسط نماز خوندن ما ایرانیها به سمت خدا بره!)

 

.

2 مثال فوق و مثالهای مشابه دیگه ای که تو ذهنتون دارین به تفاوت بین 2 حوزه آموزش و یادگیری اشاره میکنه.

یادگیری به دنبال احساس نیاز به وجود میاد.

آموزش معمولاً همراه با نوعی اجبار و حالت انفعالی برای آموزش گیرنده هست.

.

فکر میکنم اکثر ما هنوزهم دوران منحوس مهرماه و بازشدن مدرسه ها رو از یاد نبرده باشیم.

بر همین اساسه که دانشجویان گروه سنی 19 و 20 سال در دانشگاه معمولاً در حال پیچوندن استادن! اما دانشجویان مسن که با زن و 3 تا بچه اومدن دانشگاه نمراتشون و درک مفاهیمشون خیلی بالاتره.

چرا که گروه اول از نوع آموزش هستن و گروه دوم از نوع یادگیری بر اساس احساس نیاز

.

درنهایت، اینطور فکر میکنم که تخصص در حوزه تکنولوژیهای نوظهور هم بیشتر حالت یادگیری داره تا آموزش.

بیایم خودمون رو بکشیم تا بخوایم به پدر و مادرمون (اصلاً به خود من!) کامپیوتر یا استفاده از موبایل رو آموزش بدیم هیچ فایده ای نداره مگر زمانی که خود شخص احساس نیاز کنه و بره سراغ یادگیری

ارسال نظر

تنها امکان ارسال نظر خصوصی وجود دارد
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
نظر شما به هیچ وجه امکان عمومی شدن در قسمت نظرات را ندارد، و تنها راه پاسخگویی به آن نیز از طریق پست الکترونیک می‌باشد. بنابراین در صورتیکه مایل به دریافت پاسخ هستید، پست الکترونیک خود را وارد کنید.